شما در حال خواندن معیارهایی برای بخش‌بندی واحد تولیدی هستید.

این درس مربوط به فاز اول دوره‌ی طرح‌ریزی است.

معیارهایی برای بخش‌بندی کارخانه

نمودار محصول-مقدار کمک می‌کند تا کارخانه را از نظر شیوه‌ی کلی استقرار به بخش‌های مختلف تقسیم کنیم اما این بخش‌ها بسیار کلّی هستند، در حالی که برای طرح‌ریزی باید اطلاعات دقیق‌تری در خصوص بخش‌های مختلف کارخانه داشته باشیم.

در این درس با معیارهایی آشنا می‌شویم که به بخش‌بندی واحدهای عملیاتی یا واحدهای پشتیبانی از تولید (خدمات تولیدی) کمک می‌کنند، هر چند بخش‌های دیگری هم در کارخانه وجود دارد و باید تکلیف‌شان را مشخص کنیم اما تمرکزمان روی این فعالیت‌های کلیدی است که قلب تپنده‌ی کارخانه هستند.

ضمناً اگر خاطرتان باشد در درس مربوط به نمودار محصول-مقدار توصیه کردیم که محصولات متفاوت را قبل از تشکیل نمودار جدا کنید و به اطلاع می‌رسانیم که بخشی از معیارهای این درس برای جدا کردن و گروه‌بندی محصولات مفید خواهند بود.

منظورمان از بخش‌های مختلف کارخانه چیست؟

توجه کنید که “بخش” یک واژه‌ی کلی است و وقتی می‌گوییم “بخش‌های کارخانه” منظورمان می‌تواند سوله‌ها، ساختمان‌ها، دپارتمان‌ها و ایستگاه‌های کاری و ماشین‌آلات یا سایر نواحی باشد.

به عبارت دقیق‌تر کلمه‌ی “بخش” در مراحل مختلف طرح‌ریزی معانی متفاوتی دارد، مثلاً در طراحی جزئیات کارخانه به ایستگاه‌های کاری و ماشین‌آلات اشاره می‌کند اما در مراحل ابتدایی طرح‌ریزی، معمولاً برای المان‌های بزرگتری مثل سوله‌ها و ساختمان‌ها و دپارتمان‌ها استفاده می‌شود.

برای درسی که مطالعه می‌کنید از عنوان “بخش‌بندی کارخانه” استفاده کردیم تا مشخص باشد که قرار است کلیّت کارخانه را به اجزای کوچک‌تری تقسیم کنیم و قاعدتاً قدم اول بخش‌بندی برای المان‌های بزرگتری مثل سوله‌ها و ساختمان‌ها و بخش‌های اصلی هر کدام از آن‌هاست؛ دقیقاً شبیه تقسیم‌بندی کره‌ی زمین که با قاره‌ها و کشورها شروع می‌شود و بعید است کسی با شنیدن آن به مناطق و محلات شهری و روستایی فکر کند.

البته گاهی ممکن است برای طرح‌ریزی یک واحد تولیدی کوچک، بخش‌بندی از المان‌هایی مثل ایستگاه‌های کاری آغاز شود؛ از طرفی روش‌های مختلفی برای جدایش بخش‌ها وجود دارد، مثلاً ممکن است بین آن‌ها پارتیشن بکشیم یا آن‌ها را در اتاق‌های جداگانه‌ای مستقر کنیم یا حتی تصمیم بگیریم که در سوله‌ها و ساختمان‌های جداگانه‌ای باشند و به همین دلایل نمی‌توانیم کلمه‌ی بخش را به‌طور دقیق معنا کنیم.

یک واحد تولیدی از چه بخش‌هایی تشکیل می‌شود؟

بعضی بخش‌ها برای فعالیت‌های عملیاتی هستند، مثل خطوط تولید و مونتاژ، واحدهای پرس‌کاری و تراش‌کاری یا واحدهای جوشکاری که مواد را پردازش می‌کنند یا به طریقی ظاهر یا خواص‌شان را تغییر می‌دهند.

بخش دوم از واحدهای عملیاتی پشتیبانی می‌کنند و خدمات‌شان در راستای فرایندهای تولید است، مثل واحدهای کنترل کیفیت، تحویل و ارسال بار (مثلاً برای دریافت مواد اولیه و ارسال محصول)، انبار یا واحدهایی مثل اتاق ابزار یا تعمیر ماشین‌آلات.

بخش سوم واحدهای اداری هستند مثل اتاق‌های جلسات، حسابداری، مدیریت منابع انسانی، ارتباط با مشتریان، فروش، مالی و دفاتر مهندسی مثل نقشه‌کشی و طراحی محصول و بخش‌هایی هم برای خدمات رفاهی در نظر گرفته می‌شود، مثل سرویس‌های بهداشتی، رختکن‌، غذاخوری، پارکینگ‌ و درمانگاه.

همچنین کارخانه شامل بخش‌هایی مثل موتورخانه، ژنراتور تأمین برق اضطراری، دفع ضایعات و … است که باید فضای مناسب برای آن‌ها در نظر گرفته شده باشد.

قاعدتاً در دوره‌ی طرح‌ریزی، امکان و فرصت پرداختن دقیق به ملاک‌های تعیین چارت سازمانی و پیاده‌سازی دفاتر طراحی و سیستم‌های کنترل کیفیت و امور تأسیسات و ملاحظات عمرانی و … را نداریم و در عمل هم بعید است کسی به تمام این امور مسلط باشد، پس معیارهایی که گفته می‌شود روی فعالیت‌های تولیدی و خدمات پشتیبانی از تولید متمرکز هستند.

از کجا بدانیم چه فعالیت‌های تولیدی باید انجام ‌شود؟

همان‌طور که قبلاً گفتیم برای طرح‌ریزی باید اطلاعات کاملی از انواع محصولات و شیوه‌ی تولیدشان داشته باشیم، در حقیقت پیش از تصمیم‌گیری برای چیدمان تسهیلات در مورد فرایندهای تولید هر کدام از محصولات فکر کردیم و می‌دانیم چه کارهایی برای هر کدام‌شان انجام می‌شود.

حالا بر اساس این کارها می‌خواهیم بخش‌های کاری کارخانه را تعیین کنیم، مثلاً شاید بخشی از قطعات به تراش‌کاری نیاز داشته باشند اما لازم نیست برای هر کدام‌شان یک واحد جداگانه داشته باشیم (مثلاً واحد روتراشی سیلندر A و واحد روتراشی سیلندر B) و بررسی می‌کنیم تا در صورت امکان یک واحد تراش‌کاری کلّی داشته باشیم و تراشکاری قطعات مختلف به آن واگذار شود.

یا در مثالی دیگر، شاید به بخشی برای تحویل گرفتن مواد اولیه نیاز داشته باشیم که کامیون‌ها بارشان را تخلیه کنند اما با بررسی مواد متوجه می‌شویم که بعضی از آن‌ها آتش‌زا و خطرناک هستند و باید بخش جداگانه‌ای برای آن در نظر گرفته شود.

بر این اساس، با بررسی فرایندهای مختلف تولید می‌توانیم بخش‌های عملیاتی (مثل واحد تراش‌کاری) یا خدمات پشتیبانی از تولید (مثل دریافت بار) را تفکیک یا ترکیب کنیم تا نواحی مختلف کارخانه تعیین شود.

ساختاری ساده اما کاربردی برای تعیین بخش‌های کاری

شاید فکر کنید که بخش‌بندی دشوار است و نقطه‌ی شروع و پایانی برای آن متصور نباشید، لذا یک ساختار مرحله‌ای بسیار ساده را پیشنهاد می‌کنیم:

۱- برای شروع تمام محصولات کارخانه را فهرست کنید. (محصولات هر چیزی هستند که در کارخانه تولید می‌شوند، این موضوع را در درس تعیین استقرار کلی بررسی کردیم)

۲- در قدم دوم نمودار فرایند عملیات (OPC) یا جریان مواد (FPC) این محصولات را بررسی می‌کنیم تا تمام کارهای ضروری برای تولیدشان مشخص شود، حتی اگر با نمودارها آشنا نیستید، می‌توانید روش ساخت یکایک محصولات و کارهای ضروری را فهرست کنید.

۳- در قدم سوم بررسی می‌کنیم که کدام فرایندها می‌توانند در بخش‌های مشترکی انجام شوند، قاعده‌ی اصلی این است که کارهای شبیه هم در کنار هم انجام شوند.

۴- در قدم چهارم بخش‌هایی که مشخص کردیم را با پارامترهای این درس بررسی می‌کنیم تا در صورت نیاز آن‌ها را تفکیک یا ترکیب کنیم.

۵- در قدم پنجم سایر بخش‌های کارخانه مثل بخش‌های رفاهی یا نگهداری از کارخانه را فهرست می‌کنیم که می‌تواند با مشورت گرفتن از متخصصان مربوطه ، تشکیل کارگروه، نظرسنجی از کارفرمایان یا سایر روش‌ها باشد.

۶- در آخر فهرست بخش‌های کارخانه را در اختیار مدیران، تیم طراحی کارخانه و سایر افراد مرتبط قرار می‌دهیم تا نظرات‌شان را اعلام کنند.

معیارهایی برای تفکیک یا ترکیب فعالیت‌های تولیدی

در این بخش با معیارهایی برای تفکیک یا ترکیب فعالیت‌های تولیدی آشنا می‌شوید، اما به دو نکته‌ی زیر توجه کنید:


تلاش کردیم تا رایج‌ترین و مهم‌ترین‌ معیارها در این فهرست وجود داشته باشد، با این حال کامل نیست و موارد دگری هم می‌تواند به آن اضافه شود. (به تدریج این کار را می‌کنیم)


اهمیت هر یک از این عوامل بر اساس نوع محصولات و کارخانه و استراتژی‌های مدیران تعیین می‌شود، پس موارد را به ترتیب اهمیت نگفتیم.


بعضی عوامل هم‌پوشانی دارند اما از آن‌ها صرف‌نظر نکردیم چون حضورشان باعث می‌شود که جزئیات بیشتری را در نظر بگیریم.


در این درس منظورمان از مواد، اقلامی است که به‌صورت مواد خام،‌ اولیه، قطعات و … در کارخانه وجود دارند و شاید به‌صورت آماده خریداری شده باشند یا در کارخانه تولید شده باشند.

تنوع محصولات (P) و مقدارشان (Q)

محصولاتی با تقاضای زیاد و تنوع کم را نمی‌توانیم در کنار محصولاتی با تقاضای کم و تنوع زیاد تولید کنیم و به بخش‌های جداگانه‌ای نیاز دارند چون در مسائلی مثل سطح مهارت کارگران، روش‌های حمل‌ونقل مواد، نوع تجهیزات، ترتیب عملیات و … متفاوت هستند.

این دو پارامتر را قبلاً بررسی کردیم (برای مشاهده کلیک کنید) و از تکرار مطالب خودداری می‌کنیم.

سفارشی یا استاندارد بودن محصولات

گاهی لازم است که بخش‌های جداگانه‌ای برای محصولات سفارشی و استاندارد در نظر گرفته شود که دلایل مختلفی دارد، مثلاً ساخت محصولات سفارشی به مهارت بیشتری نیاز دارد یا نحوه‌ی تقسیم کار برای این محصولات فرق می‌کند یا شیوه‌ی برنامه‌ریزی برای تأمین مواد مورد نیازشان متفاوت است.

روش و تجهیزات و خدمات مورد نیاز برای تولید

منطق حکم می‌کند که کارهای مشابه در بخش‌های مشترکی انجام شود، مگر زمانی‌که دلیلی موجهی برای تفکیک بخش‌ها وجود داشته باشد. مطابق همین اصل ساده، اگر شیوه‌ی تولید چند ماده مشابه است یا به تجهیزات و نفرات و خدمات مشابهی نیاز داشته باشند، می‌توانیم از واحدهای عملیاتی و خدماتی مشترکی استفاده کنیم.

به‌عنوان مثال، تولید انواع شفت‌ها و بادامک‌ها با ابعاد و جنس مشابه می‌تواند در یک واحد ماشین‌کاری مشترک انجام شود (عملیات مشابه) یا بسیاری از آن‌ها می‌توانند در فضای مشترکی انبار شوند (خدمت مشابه).

از طرفی وقتی محصولات یا روش تولیدشان مشابه نیست، اولویت با جدا کردن بخش‌هاست مگر دلیلی برای ترکیب‌شان داشته باشیم، مثلاً جوشکاری و آب‌کاری و تحویل‌بار شباهتی ندارند و ترجیحاً باید در بخش‌های جداگانه‌ای انجام شوند و این‌کار به منظم‌تر شدن کارها و نظارت ساده‌تر کمک می‌کند.

ابعاد، وزن و شکل مواد

ابعاد و وزن و شکل قطعات در نحوه‌ی انبار کردن، حمل‌ونقل، نوع تجهیزات و … اثر می‌گذارد، مثلاً ظرفیت نوار نقاله و جرثقیل سقفی یا اندازه‌ی دهانه‌ی ورودی دستگاه‌های CNC محدود است یا اسپیندل تراش فقط تا وزن و ابعاد مشخصی را تحمل می‌کند، برای همین گاهی لازم است که واحدهای عملیاتی (مثل واحد تراش‌کاری) و خدماتی (مثل انبارها) را تحت تأثیر این پارامترها ترکیب یا تفکیک کنیم.

مثلاً شاید سالن مونتاژ سازه‌های سبک و سنگین را جدا کنیم تا ملاحظات خاصی در مورد ارتفاع سقف و نوع جرثقیل‌ها لحاظ شود، یا مواد حجیم را در فضای باز و قطعات کوچک و سبک را در فضای مسقف انبار کنیم.

ارزش مواد و محصولات

بعضی مواد ارزش بالایی دارند، مثلاً تراشه‌های کامپیوتری و یا قطعاتی از جنس طلا گران‌قیمت هستند، یا شاید محصولی از تکنولوژی خاصی استفاده می‌کند و ارزش معنوی زیادی دارد و خسارت‌های حاصی از مفقودی یا سرقت یا لو رفتن این مواد قابل توجه ‌است.

بر همین اساس گاهی بخش‌ها را بر اساس ارزش مواد جدا می‌کنیم تا نظارت بیشتری روی قطعات حساس وجود داشته باشد یا آن‌ها را اپراتورهای ماهر بسپاریم یا از تجهیزات دقیق‌تری برای آن‌ها استفاده کنیم.

آلایندگی و خطرناک بودن مواد، عملیات یا خدمات

کار با مواد آلاینده (کثیف، بدبو، سمی و …) یا سمی یا خطرناک نیازمند ملاحظات خاصی است، مثلاً کارکنان باید از امکانات حفاظتی (مثل ماسک یا عینک یا لباس‌های مخصوص) خاصی استفاده کنند یا هوای محیط به سرعت تصفیه شود یا خدمات اورژانسی خاصی وجود داشته باشد. گاهی هم از مواد آلاینده استفاده نمی‌شود اما نوع عملیات آلاینده است، مثلاً پرس‌کاری صدای زیادی دارد یا نور جوشکاری به چشم آسیب می‌رساند یا امواجی که در رادیوگرافی مواد ساطع می‌شوند مضر است.

بهتر است چنین محیط‌هایی از سایر بخش‌ها جدا شوند تا بتوانیم ملاحظات امنیتی را با هزینه‌‌ی کمتر و نظارت دقیق‌تر پیاده کنیم و افراد کمتری در معرض خظر باشند.

مجاورت نامطلوب مواد و فعالیت‌ها

در تکمیل بخش قبل باید گفت که گاهی مواد به تنهایی خطرناک یا سمی یا آلاینده نیستند اما مجاورت آن‌ها در کنار هم مطلوب نیست، مثلاً مواد روغنی باعث آلودگی کاغذ یا پارچه‌ می‌شوند یا کنار هم قرار گرفتن بعضی مواد باعث انفجار یا ترکیبات سمی می‌شود.

همین مسأله در مورد فعالیت‌ها هم قابل طرح است، مثلاً جوشکاری در کنار محل سوخت‌گیری خطرناک است یا کارهای نیازمند دقت، مثل حسابداری یا طراحی، نباید در مجاورت عوامل برهم‌زننده‌ی تمرکز باشند.

در طرح‌ریزی باید چنین مواردی را شناسایی و بخش‌های عملیاتی و خدماتی مربوطه را تفکیک کنیم.

شرایط محیطی و ساختمانی مورد نیاز برای تولید

گاهی تولید محصولات یا ارائه‌ی خدمات به شرایط ویژه‌ای نیاز دارد، مثلاً بعضی مواد به نور حساس هستند،  گوشت در دمای محیط فاسد می‌شود، داروها باید در محیط خشک و خنک نگه‌داری شوند یا استفاده از پرس‌های سنگین نیازمند کف‌سازی و فوانداسیونی مستحکم است.

در این وضعیت، مخصوصاً وقتی فراهم کردن شرایط پرهزینه است، می‌توانیم کارهایی با شرایط مشابه را در بخش‌های مشترکی انجام دهیم و آن‌هایی که هم‌خوانی ندارند، مثلاً یکی به محیط سرد و دیگری به محیط گرم نیاز دارد از هم جدا کنیم.

شرایط محیطی شامل طیف وسیعی از عوامل مختلف مثل منابع انرژی، امکانات نظارتی و امنیتی و … است که بعضی از آن‌ها را جداگانه بررسی کردیم و زیر مجموعه‌ی همین بخش محسوب می‌شوند.

کارایی مواد و محصولات

خیلی اوقات کارکرد مواد و محصولات اهمیتی در تفکیک بخش‌ها ندارد، اما گاهی به خدمات پشتیبانی خاصی نیاز دارند و بر اساس آن باید بخش‌ها را جدا یا ترکیب ‌کنیم؛ مثلاً شاید دو نوع محلول تولید مشابه تولید می‌کنیم که یکی از آن‌ها برای استفاده در بیمارستان و دیگری برای کاربردهای عمومی است و با توجه به حساسیت مورد اول، می‌توانیم آن‌ را در بخش جداگانه‌ای تولید کنیم تا آلودگی محیط کمتر باشد یا بازرسی‌های دقیق‌تری انجام شود یا به طریقی دیگر بسته‌بندی شود یا به کلی از روش دیگری برای تولید آن استفاده شود.

منابع انرژی مورد نیاز

تولید بعضی محصولات به منابع خاصی از انرژی مثل آب، نور خورشید، سوخت‌های دیزلی، برق ولتاژ بالا و … نیاز دارد که می‌تواند مبنایی برای ترکیب یا جدایش بخش‌ها باشد، مثلاً شاید بعضی فعالیت‌ها به نور خورشید نیاز داشته باشند و به همین علت آن‌ها را در بخش مشترکی مستقر کنیم.

نفرات مورد نیاز

اگر فعالیت‌ها به نفرات و تخصص‌های مشابهی نیاز داشته باشند، ترجیحاً باید در بخش‌های مشترکی باشند تا از نفرات به نحو احسن استفاده کنیم و نیازی به جابجایی مستمر آن‌ها نباشد، مگر زمانی‌که دلایل منطقی برای جدا کردن آن‌ها وجود داشته باشد. (مثل مواردی که تا این لحظه گفتیم)

دقت و کیفیت محصولات

دقت و کیفیت محصولات در انتخاب روش تولید و تجهیزات و نقرات موثر است و حتی اگر مستقیماً بررسی نشود، تأثیر آن در بخش‌بندی با بررسی سایر عوامل در نظر گرفته می‌شود. مثلاً شاید بعضی بخش‌ها را جدا کنیم تا از نفرات ماهرتر یا تجهیزات دقیق‌تری برای بعضی محصولات استفاده شود، یا نظارت بیشتری وجود داشته باشد،‌ یا شرایط ویژه‌ای مثل ایزوله کردن محیط یا تراز کردن کف سوله برقرار شود.

همان‌طور که از مثال‌ها مشخص است، مسأله‌ی دقت و کیفیت را در قالب سایر عوامل بررسی کردیم.

روش‌‌ حمل‌ونقل مواد

مواد و محصولات مختلف به تجهیزات متفاوتی برای حمل‌ونقل نیاز دارند، مثلاً قطعات سبک را می‌توانیم با دست یا گاری جابجا کنیم اما سازه‌های سنگین به تجهیزاتی مثل لیفتراک و وانت و جرثقیل سقفی نیاز دارند یا بعضی مواد با تجهیزات اتوماتیک مثل نوارنقاله‌ها یا بازوهای روباتیک جابه‌جا می‌شوند.

همچنین مواد به حامل‌های متفاوتی نیاز دارند، مثلاً برای گازها از حامل‌هایی مثل کپسول‌ها و سیلندرها استفاده می‌شود یا پودرها در محفظه‌های پلاستیکی یا کیسه‌های نایلونی قرار می‌گیرند.

مرحله‌ی عمر محصول

وقتی محصولی متولد می‌شود، طرح آن ممکن است بارها بر اساس بازخورد مشتریان تغییر کند یا از آن استقبال نشود یا عملکرد مناسبی نداشته باشد و در نتیجه شرایط پایدار نیست و نمی‌شود در مورد تقاضا (میزان تولید) یا روش‌های تولید و نوع ماشین‌آلات با قاطعیت تصمیم‌گیری کرد.

اگر پروژه متوقف نشود و شرایط رضایت‌بخش باشد، آزمون و خطاهای مکرر باعث شکل‌گیری یک طرح مطلوب می‌شوند تا محصول به مرحله‌ی دوم عمر خود یعنی رشد (Growth) برسد. در این مرحله، تقاضا برای خرید محصول زیاد می‌شود و کسب‌وکار تلاش می‌کند تا با افزایش تولید به آن پاسخ دهد.

در مرحله‌ی سوم، رشد شدید تقاضا فروکش می‌کند و تقاضا به پایداری می‌رسد، لذا برنامه‌ریزی تولید ساده‌تر است و ماشین‌آلات و استقرارشان کمتر دست‌خوش تغییرات می‌شود.

پس از مدتی، که شاید بسیار کوتاه یا طولانی باشد، تقاضا برای خرید محصول کاهش میابد و مدیران باید برای تغییرات اساسی طرح آن یا معرفی محصولات جدید اقدام کنند؛ این مرحله افول نام دارد.

گاهی بخش‌های کارخانه به واسطه‌ی تفاوت یا شباهت چرخه‌ی عمر محصولات‌شان یا مرحله‌ای که در آن حضور دارند از هم جدا یا با هم ترکیب می‌شوند، چون شرایط تولید محصولات آزمایشی و ناپایدار با محصولات بالغ و پایدار متفاوت است، مثلاً برای گروه اول نمی‌توانیم از تجهیزات کاملاً سفارشی یا سطوح بالای اتوماسیون استفاده کنیم چون روش و ظرفیت تولیدشان ممکن است تغییرات زیادی داشته باشد و به گروه چابک‌تری نیاز دارد تا اصلاحات و بهینه‌سازی با سرعت بیشتری انجام شود.

معیارهای استاندارد

بخشی از قطعات شامل استانداردهای اجباری هستند که برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانید به راهنمای اخذ نشان استاندارد مراجعه کنید؛ گاهی مطابق مقررات استاندارد باید بخش‌هایی از کارخانه را جدا کنیم.

درسی که خواندید یکی از مباحث مربوط به فاز اول دوره‌ی طرح‌ریزی بود.

توصیه می‌کنیم که قبل از مطالعه‌ی درس‌های بعدی، ابتدا توضیحات درج شده در راهنمای فاز اول را بخوانید:


اگر می‌خواهید به فازهای دیگر دسترسی داشته باشید یا اطلاعات بیشتری در مورد طرح‌ریزی داشته باشید به برگه‌ی راهنمای طرح‌ریزی مراجعه کنید:


در ادامه فهرست کامل درس‌های فاز اول طرح‌ریزی را مشاهده می‌کنید و می‌توانید روی عنوان مورد نظرتان کلیک کنید اما عناوین قرمز فقط برای دوستانی فعال است که اشتراک ویژه‌ دارند.


مقدمهمقدمه‌ی طرح‌ریزی و چیدمان کارخانه
درس اولتعیین شیوه‌ی کلی استقرار
درس دوماستقرار محصولی
درس سوماستقرار فرایندی
درس چهارماستقرار ثابت
درس پنجماستقرار با تکنولوژی گروهی
درس ششممعیارهایی برای بخش‌بندی کارخانه
درس‌های هفتم تا شانزدهممجموعه درس‌های جریان مواد
درس‌های هفدهم و هجدهمتعیین وابستگی بخش‌ها
درس نوزدهمروش‌های تعیین فضای بخش‌ها
درس بیستمدیاگرام‌های ارتباط فضا و بلوکی
درس بیست و یکمملاحظاتی برای تنظیم طرح‌های کاربردی
درس بیست و دومخروجی گرفتن از پروژه‌ی طرح‌ریزی
درس بیست و سومارزیابی طرح‌ها بر اساس حمل‌ونقل مواد
درس بیست و چهارممقایسه‌ی هزینه‌ی طرح‌ها
درس بیست و پنجممقایسه‌ی طرح‌ها با روش امتیازدهی وزن‌دار