در مورد ویکی تولید

خوب است که می‌خواهید با ویکی‌تولید آشنا شوید، امیدوارم بهانه‌ای برای یک رابطه‌ی عمیق‌تر باشد. معرفی یک استارتاپ، ساده‌ نیست. آمده‌اید که توضیحات را بخوانید و قضاوت کنید. شاید برای همین معمولاً کسب‌وکارها را با زبان فاخرِ اداری معرفی می‌کنند، اما این رویکرد برای ویکی‌تولید خوب نیست، چون اساساً برای ساده‌سازی مطالب دشوار راه‌اندازی شده است.

پیش از معرفی ویکی‌تولید، بهتر است خودم را معرفی کنم. میلاد اسمعیلی هستم، مؤسس ویکی‌تولید. شاید بهتر بود که تنظیم این برگه را به دیگران بسپارم. آدم در مورد کارش ذوق دارد، شاید پرحرفی کنم، پس پیشاپیش از وقتی که می‌گذارید متشکرم.

ویکی تولید چیست؟

ویکی‌ تولید مجموعه‌ی طبقه‌بندی شده از اطلاعاتِ ضروری تولید به زبان ساده است، تا همه‌ی علاقمندان نه فقط متخصصان یک رشته‌ی خاص  بتوانند از آن استفاده کنند.

ایده‌‌ی ویکی تولید از کجا آمده است؟

اکثراً در کارآفرینی موفق نمی‌شوند، چون آن چه آموخته‌اند به کارشان نمی‌آید و آن چه به کار می‌آید، در کلاس‌های درس یاد نمی‌گیرند. هر چند، حتی اگر سیستم‌ دانشگاهی متحول شد و سرفصل‌ها و واحدهای آن به کلّی تغییر کنند، هیچ رشته‌ی دانشگاهی نمی‌تواند از دانشجویان خود تولیدکننده بسازد. اصولاً پا گرفتن یک واحد تولیدی، به طیف متنوعی از تخصص‌های مختلف نیاز دارد و هیچ رشته‌‌ای نمی‌تواند همه‌ی آن‌ها را پوشش دهد.

به عنوان مثال، تصمیم‌گیری در مورد قراردادها، مالیات، بیمه، قرارداد کار و ثبت اختراعات به مشاوران حقوقی نیاز دارد. بودجه‌بندی فعالیت‌ها، ارزیابی اقتصادی طرح‌ها، تنظیم صورت‌های مالی و پیش‌بینی سود و زیان، توسط حسابداران و کارشناسان مالی انجام می‌شود. امور مربوط به بازاریابی، برنامه‌ریزی‌های عملیاتی، منابع انسانی، جریان‌های اطلاعات و امثالهم در حوزه‌ی تخصص دانش‌آموختگان مدیریت است. طراحی فرایندهای ساخت،  ماشین‌آلات، خطوط تولید، تجهیزات و ابزارآلات و تأسیسات توسط مهندسان فنی انجام می‌شود و بخشی از فعالیت‌ها و تصمیم‌های مربوط به طرح‌ریزی، لوجستیک، برنامه‌ریزی منابع و امثالهم در قلمرو کار مهندسان صنابع قرار می‌گیرد.

مثال‌های بالا، تنها بخش کوچکی از تخصص‌های مورد نیاز در کارخانجات را نشان می‌دهند. به همین علت است که اصولاً تولید را یک فعالیت گروهی -و نه یک فعالیت انفرادی- می‌دانند. چرا که صاحب یک واحد تولیدی نمی‌تواند رأساً به همه‌ی حوزه‌های مهندسی، مدیریت، بازاریابی و حقوق اشراف داشته باشد و چاره‌ای جز کمک گرفتن از کارشناسان و متخصصان این رشته‌ها ندارد.

تا این جا، همه چیز منطقی و نظام‌مند به نظر می‌رسد. می‌خواهید تولید کنید؟ ایده پیدا کنید، مشورت بگیرید، کارشناسان مورد نیاز را استخدام کنید و از موفقیت‌هایتان لذت ببرید. اما آیا همه‌ی علاقمندان تولید به چنین امکانات و شرایط ایده‌آلی دسترسی دارند؟ پاسخ بی‌تردید منفی است. تولید کردن، پول می‌خواهد و ایده‌ داشتن کافی نیست. سال‌ها قبل، شخصاً چنین وضعیتی را تجربه کردم و تنها راهکاری که داشتم این بود: تا حدّ امکان، ضروریات را از کتاب‌ها و منابع مختلف یاد بگیریم تا هزینه‌‌های استفاده از خدمات دیگران به حدأقل برسد. در مورد اثربخشی این راهکار، هیچگونه ادعایی ندارم. مطالعه و یادگیری مباحث و تخصص‌های مختلف، دشوار است و زمان زیادی صرف می‌کند. اما در هر حال، گزینه‌ی بهتری به ذهنم نرسید و همین راهکار را انتخاب کردم. وقتی مطالعاتم در رشته‌های دیگر جدی‌تر شد، فهمیدم که سه مسأله‌ی اساسی شدیداً من را به چالش کشیده‌اند:

مسأله‌ی اول این بود که نمی‌دانستم برای پیدا کردن جواب یک سؤال، یا مطالعه‌ی یک موضوع خاص، به کدام منابع مراجعه کنم. در کلاس‌های دانشگاهی، اساتید منابع را معرفی می‌کنند و سؤالات امتحان از همان‌ها طرح می‌شود. اما مسائل دنیای واقعی، به صورت گزینشی طرح نمی‌شوند و حل آن‌ها به منابع ویژه‌تری نیاز دارد. بارها برای حلّ یک مسأله به منابعی مراجعه کرده‌ام که با وجود حجم زیاد و جزئیات فراوان‌شان، به نکته‌ی مفیدی اشاره نکرده‌اند. حال آن که بعدها به منابع دیگری دست پیدا می‌کردم، که راهکارهای فوق‌العاده‌ای در آن‌ها وجود داشته است. با توجه به تعداد بی‌شمار کتاب‌ها و مقالات و پتنت‌ها، می‌توانیم ادعا کنیم که امروزه دوران فقدان محتوا به پایان رسیده است و چالش اصلی، پیدا کردن محتوای مناسب از میان میلیون‌ها محتوای موجود است.

مسأله‌ی دوم لحن نوشتاری کتاب‌ها بود که برای متخصصان همان حوزه نوشته می‌شدند و درک‌شان سخت بود (اما می‌شد ساده‌تر و قابل فهم باشند). از طرفی، شیوه‌ی طبقه‌بندی و ارائه‌ی مطالب در بسیاری از کتاب‌ها نامناسب بود، طوری که برای پیدا کردن موضوع مورد نظر باید صفحات زیادی را ورق می‌زدم، یا گاهاً یک موضوع کلیدی به صورت تکه‌تکه در بخش‌های مختلف کتاب نوشته می‌شد. این ضعف‌ها نه تنها وقت‌گیر است، که ذوق و انگیزه‌ی خواننده را هم کور می‌کند.

مسأله‌ی سوم، حجم زیاد مطالب بود که نمی‌دانستم کدام بخش‌ها واقعاً ضروری هستند و کدامشان برای خالی نماندن عریضه نوشته شده‌اند. وقتی صحبت از علم کاربردی است، بسیاری از مقدمه‌چینی‌ها و تاریخچه‌ها و فلسلفه‌بافی‌ها اضافه هستند و کمکی به حل مسأله نمی‌کنند. اگر قرار باشد که همه‌ی موضوعات مورد نیازمان را عمیقاً درک کنیم، هرگز نوبت به رفع نیازهایمان نمی‌رسد.

ایده‌ی ویکی‌تولید بر مبنای این سه مسأله به ذهنم رسیده است، یعنی تصمیم گرفتم که آن چه در منابع معتبر و کارآمد وجود دارد، در قالب یک طبقه‌بندی شفاف، به صورت مختصر و با زبانی ساده در اختیار علاقمندان قرار بگیرد. از طرفی همانطور که بالاتر گرفتم، توسعه‌ی واحدهای تولیدی به اطلاعاتی از رشته‌های مختلف نیاز دارد و این اطلاعات اصولاً از طریق مشاوران و کارشناسان تأمین می‌شوند. بزرگ‌ترین هدفم از راه‌اندازی ویکی‌تولید این است که بتوانیم بخش زیادی از اطلاعات مورد نیاز تولیدکنندگان را به صورت رایگان در اختیارشان قرار دهیم و تأثیری مثبتی در موفقیت‌شان داشته باشیم.

چرا از کلمه ویکی استفاده کردیم؟

در سایت‌های ویکی، مخاطبان می‌توانند نوشته‌ها را اصلاح کنند و توسعه دهند یا نوشته‌های جدیدی بنویسند، مثل سایت ویکی‌پدیا که مطالب آن را کاربران می‌نویسند و امروز به یک دانشنامه‌ی نسبتاً جامع تبدیل شده است.

بعضی‌ دوستان می‌پرسند که چرا از عنوان ویکی استفاده می‌کنید؟ مگر مطالب را خودتان نمی‌نویسید؟ سؤال این دوستان کاملاً درست است، ما ویکی نیستیم، اما چاره‌ای جز ویکی‌ شدن نداریم. حوزه‌ی تولید بسیار گسترده است. اگر قرار باشد که همه‌ی مطالب را خودمان توسعه دهیم، هدف اصلی ویکی‌تولید -ارائه‌ی تمام ضروریات تولید- محقق نمی شود، اما در حال حاضر به دلایل زیر، شرایط ویکی شدن را نداریم:

اگر قرار به ساده‌نویسی باشد، محتویات کاربران باید ویراستاری شود. ویراستاری کار پرهزینه‌ای است. با ویکی شدن، محتویات بسیار بیشتری به ویکی‌تولید اضافه می‌شود و طبیعتاً هزینه‌های ویراستاری به صورت تصاعدی افزایش میابد که توان مالی آن را نداریم.

ویکی‌پدیا به زبان انگلیسی است و میلیون‌ها کاربر در سراسر جهان دارد. تعداد زیاد کاربران ویکی‌پدیا باعث می‌شود که نظارت جمعی قدرتمندی روی مطالب وجود داشته باشد و اشتباهات، سریعاً شناسایی و اصلاح شوند. این در حالی است که مطالب ویکی‌تولید به زبان فارسی ارائه می‌شوند و تعداد مخاطبان‌مان بسیار کمتر است، به همین علت نگرانیم که با ویکی شدن، توانایی نظارت بر صحت محتویات را نداشته باشیم و اعتماد کاربران خدشه‌دار شود. (ویکی‌پدیای فارسی هم با چنین مشکلی روبه‌رو است)

استفاده از مدل ویکی‌ برای دانشنامه‌های عمومی، به مراتب ساده‌تر از دانشنامه‌های تخصصی است. تعداد متخصصان حوزه‌ی تولید به مراتب

البته هر دو مسأله‌ای که اشاره کردم با سرمایه‌گذاری بیشتر حل می‌شوند، به همین علت ویکی شدن را به زمانی موکول می‌کنیم که قدرت مالی ویکی‌تولید به اندازه‌ی کافی رسیده باشد.