شما در حال خواندن ششمین نوشته (ارزشمندیم و تمام) از مجموعه‌ی نبض تولید هستید.

ارزشمندیم و تمام - عکس نوشته - ویکی تولید - نبض تولید

بعضی‌ها با یک جایگاه نه چندان والا فکر می‌کنند که تمام قله‌های عالم را فتح کرده‌اند و حالا می‌توانند با نگاه حقارت به بقیه نگاه کنند یا کارهایی کنند و حرف‌هایی بزنند که فراتر از حد و اندازه‌ی آن‌هاست.

شکی ندارم که حتی استیو جابز هم از گزند این موجودات در امان نبوده‌ است؛ احتمالاً بارها به ایده‌هایش خندیدند، حالت مو و فریم عینکش و لباس‌هایش را مسخره کردند و گاهی که از رویاهایش گفته است با نگاه عاقل اندر سفیه یادآوری کردند که آدم ویژه‌ای نیست و لقمه‌ی بزرگ‌تر از دهانش بر می‌دارد.

البته برای این موضوع نیازی به قصه گفتن از آقای جابز نیست چون تجربیات شخصی زیادی داریم. احتمالاً برای همه‌ی ما پیش آمده است که به یک دفتر اداری یا شرکت یا هر جای به ظاهر مجلل دیگری مراجعه کرده باشیم و ما را قابل ندانسته باشند، یا در جمعی قرار گرفته باشیم که ارزش افراد بر اساس لباس و خانه و ماشین‌شان باشد یا حتی ما را به باد انتقاد گرفته باشند تا نظر دیگران را جلب کنند.

متأسفانه در عصری زندگی می‌کنیم که مواجهه‌مان با انتقادهای غیرمنصفانه و غیردلسوزانه بیشتر از همیشه است و گاهی تکرار زیادشان باعث می‌شود که آن‌ها را جدی بگیریم یا فکر کنیم که استعداد خاصی نداریم و نمی‌توانیم به آرزوهایمان برسیم یا آدم‌های موفق چیزی دارند که نداریم و تحت تأثیر همین حرف‌ها، انگیره‌مان کم‌رنگ می‌شود.

نمی‌دانم شما با این حرف‌ها چطور کنار می‌آیید یا اصلاً از آن‌ها تأثیر می‌گیرید یا نمی‌گیرید اما شخصاً اعتقاد دارم که خداوند حکیم ما را خلق کرده است چون ارزشمندیم و استعدادها و ویژگی‌هایی داریم که برای پیمودن مسیر کمال و ترقی کافیست، پس هیچ مخلوق دیگری اجازه ندارد خدشه‌ای به ارزش‌هایمان وارد کند یا قدرت‌مان برای رشد و کمال را زیر سؤال ببرد.

چند سالی است که بیشتر ساعات عمرم با روایت از تولید می‌گذرد و زمان کم‌تری برای حرف‌های دیگر می‌ماند. نبض تولید را بهانه کرده‌ام برای نوشتن از حرف‌هایی که معمولاً ناگفته می‌ماند. ارادتمندتان، میلاد اسمعیلی.

شمارهعنوان
نوشته‌ی پنجاه‌ودومآیا همه چیز به هم ربط دارد؟
نوشته‌ی پنجاه‌ویکمکارمان هر چه باشد، از آن خرده می‌گیرند
نوشته‌ی پنجاهمآیا بدون دیگران هم می‌توانیم؟
نوشته‌ی چهل‌ونهمرشدمان قشنگ اما دردناک است
نوشته‌ی چهل‌وهشتمحل مسائل پیچیده با ساده‌ترین راهکارها
نوشته‌ی چهل‌وهفتمباید صبور بمانیم تا بهار برسد
نوشته‌ی چهل‌وششمجایگاه اجتماعی و اصل برابری
نوشته‌ی چهل‌وپنجمامروز نبض تولید یک ساله شد
نوشته‌ی چهل‌وچهارمشهرزادی می‌خواهیم برای هزار و یک شب تولید
نوشته‌ی چهل‌وسومنیازها و انگیزه‌های کارآفرینی بر اساس مدل مازلو
نوشته‌ی چهل‌ودومآمده بودند شکارچی باشند
نوشته‌ی چهل‌ویکمخودت را دوست داشته باش
نوشته‌ی چهلمدوست دارند شبیه آن کسب و کار موفق باشند
نوشته‌ی سی‌ و نهمبهترین زمان کارآفرینی، چند سالگی است؟
نوشته‌ی سی‌ و هشتمبا علاقه شروع کن، منطق باشد برای بعد
نوشته‌ی سی‌ و هفتماز کافه‌هایشان یاد بگیریم
نوشته‌ی سی‌ و ششمبا چند قطره باران سیل نمی‌آید؟
نوشته‌ی سی‌ و پنجمدخترها تولید نمی‌کنند؟ هیس!
نوشته‌ی سی‌ و چهارماز نو شروع می‌شود، مگر از نو شروع کنی
نوشته‌ی سی‌ و سومقهرمان کدام داستان ماندگار اهل سازش بوده است؟
نوشته‌ی سی‌ و دومهمه چیز با هم نمی‌شود
نوشته‌ی سی‌ و یکمتندی می‌کنم، آرام می‌گیری
نوشته‌ی سی‌اممدت‌ها استراحت نکرده بود
نوشته‌ی بیست و نهمققنوس در راه است
نوشته‌ی بیست و هشتمآشغال‌ها را دور بریزید و دور بزنید
نوشته‌ی بیست و هفتمساختن، زمین خالی می‌خواهد
نوشته‌ی بیست و ششمپنج ایده برای ارائه خدمات مهندسی در اینترنت
نوشته‌ی بیست و پنجمیادگار امروز برای کافه‌نشینی آینده
نوشته‌ی بیست و چهارممشاوره‌ی مصلحتی
نوشته‌ی بیست و سومقهرمانان غیرخاکی
نوشته‌ی بیست و دومموفقیت با آموزش موفقیت
نوشته‌ی بیست و یکممهندسان واقعی را بشناسیم
نوشته‌ی بیستماسیر جزئیات نشویم تا به اصل برسیم
نوشته‌ی نوزدهمجای تخریب، خانه بسازیم
نوشته‌ی هجدهمایستاده تشویق کنید
نوشته‌ی هفدهمنکاتی در مورد تولید (3)
نوشته‌ی شانزدهمنکاتی در مورد تولید (2)
نوشته‌ی پانزدهمنکاتی در مورد تولید (1)
نوشته‌ی چهاردهمکمی آن‌طرف‌تر از دغدغه‌هایمان
نوشته‌ی سیزدهمنبوغ دیوانگان
نوشته‌ی دوازدهماز غروب نترس تا طلوع کنی
نوشته‌ی یازدهمچرا نمی‌گذارند پرواز کنم؟
نوشته‌ی دهمخوب باشید، ممنونم.
نوشته‌ی نهمپس با آسانی دشواری است
نوشته‌ی هشتمهمین لحظات را زندگی کنیم
نوشته‌ی هفتممسیر دیگران ما را به مقصد نمی‌رساند
نوشته‌ی ششمارزشمندیم و تمام
نوشته‌ی پنجمگاهی پایین آمدن سخت‌تر است
نوشته‌ی چهارمکدام عاشقی انقدر چشم‌پوشی می‌کند؟
نوشته‌ی سومرام نمی‌شود که نمی‌شود
نوشته‌ی دومپیاده‌ای؟ من هم مثل تو
نوشته‌ی اولبهانه نگیر، تولید کن

نظرتان را به اشتراک بگذارید

گاهی بعضی نظرات و انتقادات سازنده را با بقیه به اشتراک می‌گذارم، آیا در مورد نظر شما اجازه‌ی این کار را دارم؟
گاهاً دوستان عزیزم، نظر لطف‌شان را ارسال می‌کنند که نیازی به پاسخگویی جداگانه ندارد و پیشاپیش قدردان بزرگواری و حمایت‌شان هستم.
این فیلد برای اعتبار سنجی است و باید بدون تغییر باقی بماند .

 بازگشت به صفحه نخست