شما در حال خواندن پنجمین نوشته (گاهی پایین آمدن سخت‌تر است)  از مجموعه‌ی نبض تولید هستید.

گاهی پایین آمدن سختتر است. عکس نوشته

ما ساکن طبقه‌ی دوم هستیم و امروز بچه گربه‌ای را دیدم که از درخت جلوی خانه‌مان تا نزدیکی‌های پنجره بالا آمد و ساعت‌ها گرفتار شد چون پایین رفتن را بلد نبود. این ماجرا چند ساعتی ادامه داشت و تلاش‌های او را پیگیری می‌کردیم تا این‌که غروب شد و ترسید و لحن صدایش تغییر کرد و ما هم تصمیم به کمک گرفتیم.

بزرگ‌منشانه به پایین درخت رفتم تا با زبان آدمی‌زاد او را به پایین آمدن تشویق کنم، ماشینم را هم زیر درخت پارک کردم تا اگر خواست روی آن بپرد و در آخر دسته جارویی را نزدیکش گرفتم تا شاید از آن کمک بگیرد. سرتان را درد نیاورم که راه‌حل‌هایم بی‌نتیجه ماند و نتوانست پایین بیاید و همان‌طور جارو به دست تلاش می‌کردم که پسر  همسایه رسید و در چشم بر هم زدنی از درخت بالا رفت و او را پایین آورد.

این داستان نکته‌های شخصی زیادی برایم داشت که دوست دارم با شما در میان بگذارم.

اولاً شخصیت اصلی ماجرا، بچه گربه‌ای است که بالا رفتن را بلد بود اما جسارت پایین آمدن نداشت، دقیقا مثل خودم که گاهی از مسیرهای اشتباه بالا رفتم اما جرات پایین آمدن نداشتم.

دوماً هر کاری به ذهنم رسید انجام دادم اما سرانجامی نداشت و بدتر از همه، بالا رفتن از درخت به ذهنم نرسید چون جسارتش را نداشتم، درست مثل خیلی وقت‌ها که سخت تلاش کردم و بی‌نتیجه ماند چون احتمالا جسارت راهکارهای نتیجه‌بخش را نداشتم.

خلاصه که امروز فهمیدم آن شیر و پلنگی که فکر می‌کردم نیستم و شباهت زیادی به این بچه گربه دارم، اما اشکالی ندارد. مسیر را ادامه می‌دهم، این بار جسورانه‌تر مثل پسر همسایه.

چند سالی است که بیشتر ساعات عمرم با روایت از تولید می‌گذرد و زمان کم‌تری برای حرف‌های دیگر می‌ماند. نبض تولید را بهانه کرده‌ام برای نوشتن از حرف‌هایی که معمولاً ناگفته می‌ماند. ارادتمندتان، میلاد اسمعیلی.

شمارهعنوان
نوشته‌ی پنجاه‌ودومآیا همه چیز به هم ربط دارد؟
نوشته‌ی پنجاه‌ویکمکارمان هر چه باشد، از آن خرده می‌گیرند
نوشته‌ی پنجاهمآیا بدون دیگران هم می‌توانیم؟
نوشته‌ی چهل‌ونهمرشدمان قشنگ اما دردناک است
نوشته‌ی چهل‌وهشتمحل مسائل پیچیده با ساده‌ترین راهکارها
نوشته‌ی چهل‌وهفتمباید صبور بمانیم تا بهار برسد
نوشته‌ی چهل‌وششمجایگاه اجتماعی و اصل برابری
نوشته‌ی چهل‌وپنجمامروز نبض تولید یک ساله شد
نوشته‌ی چهل‌وچهارمشهرزادی می‌خواهیم برای هزار و یک شب تولید
نوشته‌ی چهل‌وسومنیازها و انگیزه‌های کارآفرینی بر اساس مدل مازلو
نوشته‌ی چهل‌ودومآمده بودند شکارچی باشند
نوشته‌ی چهل‌ویکمخودت را دوست داشته باش
نوشته‌ی چهلمدوست دارند شبیه آن کسب و کار موفق باشند
نوشته‌ی سی‌ و نهمبهترین زمان کارآفرینی، چند سالگی است؟
نوشته‌ی سی‌ و هشتمبا علاقه شروع کن، منطق باشد برای بعد
نوشته‌ی سی‌ و هفتماز کافه‌هایشان یاد بگیریم
نوشته‌ی سی‌ و ششمبا چند قطره باران سیل نمی‌آید؟
نوشته‌ی سی‌ و پنجمدخترها تولید نمی‌کنند؟ هیس!
نوشته‌ی سی‌ و چهارماز نو شروع می‌شود، مگر از نو شروع کنی
نوشته‌ی سی‌ و سومقهرمان کدام داستان ماندگار اهل سازش بوده است؟
نوشته‌ی سی‌ و دومهمه چیز با هم نمی‌شود
نوشته‌ی سی‌ و یکمتندی می‌کنم، آرام می‌گیری
نوشته‌ی سی‌اممدت‌ها استراحت نکرده بود
نوشته‌ی بیست و نهمققنوس در راه است
نوشته‌ی بیست و هشتمآشغال‌ها را دور بریزید و دور بزنید
نوشته‌ی بیست و هفتمساختن، زمین خالی می‌خواهد
نوشته‌ی بیست و ششمپنج ایده برای ارائه خدمات مهندسی در اینترنت
نوشته‌ی بیست و پنجمیادگار امروز برای کافه‌نشینی آینده
نوشته‌ی بیست و چهارممشاوره‌ی مصلحتی
نوشته‌ی بیست و سومقهرمانان غیرخاکی
نوشته‌ی بیست و دومموفقیت با آموزش موفقیت
نوشته‌ی بیست و یکممهندسان واقعی را بشناسیم
نوشته‌ی بیستماسیر جزئیات نشویم تا به اصل برسیم
نوشته‌ی نوزدهمجای تخریب، خانه بسازیم
نوشته‌ی هجدهمایستاده تشویق کنید
نوشته‌ی هفدهمنکاتی در مورد تولید (3)
نوشته‌ی شانزدهمنکاتی در مورد تولید (2)
نوشته‌ی پانزدهمنکاتی در مورد تولید (1)
نوشته‌ی چهاردهمکمی آن‌طرف‌تر از دغدغه‌هایمان
نوشته‌ی سیزدهمنبوغ دیوانگان
نوشته‌ی دوازدهماز غروب نترس تا طلوع کنی
نوشته‌ی یازدهمچرا نمی‌گذارند پرواز کنم؟
نوشته‌ی دهمخوب باشید، ممنونم.
نوشته‌ی نهمپس با آسانی دشواری است
نوشته‌ی هشتمهمین لحظات را زندگی کنیم
نوشته‌ی هفتممسیر دیگران ما را به مقصد نمی‌رساند
نوشته‌ی ششمارزشمندیم و تمام
نوشته‌ی پنجمگاهی پایین آمدن سخت‌تر است
نوشته‌ی چهارمکدام عاشقی انقدر چشم‌پوشی می‌کند؟
نوشته‌ی سومرام نمی‌شود که نمی‌شود
نوشته‌ی دومپیاده‌ای؟ من هم مثل تو
نوشته‌ی اولبهانه نگیر، تولید کن

نظرتان را به اشتراک بگذارید

گاهی بعضی نظرات و انتقادات سازنده را با بقیه به اشتراک می‌گذارم، آیا در مورد نظر شما اجازه‌ی این کار را دارم؟
گاهاً دوستان عزیزم، نظر لطف‌شان را ارسال می‌کنند که نیازی به پاسخگویی جداگانه ندارد و پیشاپیش قدردان بزرگواری و حمایت‌شان هستم.
این فیلد برای اعتبار سنجی است و باید بدون تغییر باقی بماند .

 بازگشت به صفحه نخست