شما در حال خواندن درس مقایسه‌ی کسب‌وکارهای تولیدی و خدماتی از مجموعه‌ی آیا می‌توانم تولیدکننده باشم؟ هستید.

مقایسه کسب‌وکارهای تولیدی و خدماتی در حوزه‌ی صنعت

اگر بخواهیم آگاهانه در مورد تاسیس یک کارگاه یا کارخانه تصمیم‌گیری کنیم، قبل از جستجو برای یک طرح توجیه‌پذیر،  باید بر اساس دلایل منطقی به این نتیجه برسیم که متناسب با شرایط‌مان «دایر کردن کسب‌وکار» از کارمندی بهتر است. موضوع کلی فعالیت کسب‌وکار می‌تواند «تولید محصول» یا «ارائه‌ی خدمت» باشد، بنابراین بعد از این که کسب‌وکار را به کارمندی ترجیح دادیم، باید اولویت‌مان از میان فعالیت‌های تولیدی و خدماتی را انتخاب کنیم. در درس‌های قبلی، مفصل راجع به اولویت‌سنجی از میان کارمندی و کار آزاد توضیح دادیم و حالا وقت آن است که با مقایسه‌ی کارهای خدماتی و تولیدی، برای تصمیم‌گیری نهایی آماده شویم.

در این درس بر خلاف درس‌های گذشته (راجع به کارمندی و کار آزاد) به انگیزه‌ها، امکانات و ویژگی‌های فردی موثر اشاره نمی‌کنیم و باور داریم که با الگوبرداری از  رویه‌ی درس‌های گذشته و با شفاف‌‌تر شدن تفاوت‌‌های میان کارهای تولیدی و خدماتی، تشخیص ملزومات به سادگی امکان‌پذیر است.

یادآوری این نکته ضروری است که وقتی یک کسب‌وکار، هم به تولید و هم به ارائه‌ی خدمات اشتغال دارد، فعالیت اصلی آن مبنا قرار می‌گیرد. به عبارتی، کسب‌وکاری را تولیدی می‌دانیم که  اکثر فعالیت‌های آن در راستای تولید محصول (آن هم محصولات فیزیکی و قابل لمس) انجام می‌شوند و بیشتر درآمد آن از این راه به دست می‌آید. اگر در این مورد ابهام دارید، مفهوم تولید را نمی‌دانید، یا به نظرتان تولید هم نوعی خدمت‌رسانی است، درس تولید چیست را بخوانید.

اخذ مجوز

معمولاً اخذ مجوز برای فعالیت‌های تولیدی دشوارتر از فعالیت‌های خدماتی است، اما نمی‌توانیم این موضوع را یک قاعده‌ی عمومی بدانیم. به صورت کلّی، اخذ پروانه‌ی بهره‌برداری برای تولید صنعتی به مفدماتی مثل تهیه‌ی طرح توجیهی، تأمین زمین و سوله و تجهیزات، رعایت نظام‌نامه‌های ساختمانی و اخذ تأییدیه از سازمان محیط زیست نیاز دارد که مجموعه‌ی آن‌ها نسبتاً زمان‌بر است. در تأیید این موضوع می‌توان اشاره کرد که اعتبار جواز تأسیس (یعنی اجازه به سرمایه‌گذار برای فراهم کردن مقدمات لازم برای تولید) یک ساله است، اما بسیاری از سرمایه‌گذاران موفق به فراهم کردن امکانات اولیه و اخذ پروانه‌ی بهره‌برداری (یعنی اجازه‌ برای تولید کردن) نمی‌شوند و آن را تمدید می‌کنند. مدت یک سال به خودی خود زمان قابل توجهی است و نشان می‌دهد که تولیدکنندگان برای اخذ مجوز باید چالش‌های زیادی را پشت سر بگذارند. البته نباید از این نکته غافل شویم که بعضی تولیدکنندگان، متناسب با نوع محصول و ظرفیت تولید، به جای دریافت پروانه‌ی بهره‌برداری از وزارت صنعت و معدن، پروانه‌ی کسب (صنفی) می‌گیرند که معمولاً ساده‌تر و سریع‌تر است.

در فعالیت‌های خدماتی، معمولاً فرایند اخذ مجوز با چالش‌های کمتری روبه‌رو می‌شود، مگر فعالیت‌های تخصصی و حساس که گاهاً تهیه‌ی ملزومات‌شان زمان‌بر و پرهزینه است. به عنوان مثال، اخذ مجوز برای تأسیس یک بانک خصوصی یا تأسیس اپراتور ماهواره‌ای مخابراتی به ملزومات زیادی احتیاج دارد و زمان‌بر است. اما اگر فعالیت‌های خدماتی را به حوزه‌ی تولید محدود کنیم، معمولاً اخذ مجوز برای آن‌ها چندان پیچیده و دشوار نیست. به عنوان مثال، دریافت مجوز برای تأمین و فروش قطعات مهندسی (مثل بلبرینگ یا فنر) یا تأسیس یک کارگاه تراشکاری (که فعالیت آن خدماتی محسوب می‌شود) به مراتب ساده‌تر از اخذ پروانه‌ی بهره‌برداری برای یک کارخانه است. از این رو می‌توانیم بگوییم که در مورد فعالیت‌های تولیدی، «اخذ مجوز برای تولید محصول» از «اخذ مجوز برای ارائه‌ی خدمات» آسان‌تر، ارزان‌تر و سریع‌تر است.

مکان فعالیت

فارغ از موضوعاتی مثل دسترسی به تأمین‌کنندگان و مشتریان، دسترسی به نیروی کار، هزینه‌های حمل‌ونقل و قیمت زمین که در تمام فعالیت‌های تجاری مورد توجه قرار می‌گیرند، معمولاً انتخاب محل فعالیت برای کارهای تولیدی دشوارتر از مکان‌یابی برای کارهای خدماتی است.

فعالیت‌های تولیدی عموماً آلاینده هستند و به همین علت محدودیت‌های قانونی زیادی برای آن‌ها در نظر گرفته شده است. به عنوان مثال، مطابق مصوبات هیأت وزیران هیچ فعالیت صنعتی نباشد در شعاع ۱۲۰ کیلومتری تهران انجام شود (مگر در موارد استثنایی که به صورت موردی مجوز صادر می‌شود). واحدهای تولیدی از حیث آلایندگی رده‌بندی شده‌اند و هر چقدر فعالیت‌ آن‌ها آلاینده‌تر باشد، در مناطق محدودتری اجازه‌ی فعالیت دارند.

این در حالی است که محدودیت‌های قانونی در مورد فعالیت‌های خدماتی به مراتب کمتر است. قانوناً فعالیت‌های اداری (مثل شرکت‌های ارائه‌ی خدمات حسابداری) باید در املاکی با کاربردی اداری و فعالیت‌های تجاری (مثل فروشگاه‌ها) باید در املاکی با کاربری تجاری انجام شوند. این محدودیت برای جلوگیری از ایجاد مزاحمت برای خانوارهای ساکن در منطقه و برنامه‌ریزی بهتر برای توزیع فعالیت‌های اقتصادی در مناطق است. با این حال بسیاری از فعالیت‌های اداری و تجاری به صورت غیرمجاز در املاکی با کاربری نامرتبط دایر می‌شوند و به ندرت اقدامات قهری در موردشان صورت می‌گیرد. اما در مورد فعالیت‌های تولیدی، واحدهایی که در نواحی و شهرک‌های صنعتی مجاز (یا حسب مورد در املاکی با کاربری کشاورزی) مستقر نشده‌اند، اولاً امکان اخذ مجوز ندارند و دوماً با اقدامات نظارتی سخت‌گیرانه‌تری مواجه می‌شوند.

سرمایه‌ی مورد نیاز

با توجه به گستره‌ی وسیع فعالیت‌های خدماتی و تولیدی، نمی‌توانیم در مورد سرمایه‌ی مورد نیاز برای تأسیس آن‌ها با دقت اظهار نظر کنیم. به صورت کلّی فعالیت‌های تولیدی به ملزوماتی مثل زمین و سوله، ماشین‌آلات تولید، ادوات حمل‌ونقل و ابزارآلات نیاز دارند و خیلی وقت‌ها صرفنظر از آن‌ها مقدور نیست. اما در مورد فعالیت‌های خدماتی، اولاً بسیاری از آن‌ها به ملزومات گران‌قیمتی نیاز ندارند و دوماً آزادی عمل بیشتری برای تغییر در مدل کسب‌وکار و کاهش منابع مورد نیاز وجود دارد. بنابراین به نظر می‌رسد که در بیشتر موارد، تأسیس کسب‌وکار خدماتی ارزان‌تر از فعالیت‌های تولیدی است.

در حال حاضر، مقرراتی برای «تولید بدون کارخانه» تصویب شده‌ است که بر اساس آن، اشخاص حقوقی می‌توانند فعالیت‌های تولیدی خود را به صورت قراردادی به کارگاه‌ها و کارخانجات واگذار کنند. در حقیقت ممکن است یک شرکت، هیچ دستگاه یا سوله یا انباری نداشته باشد، اما از نگاه قانون یک تولیدکننده باشد. طبیعتاً چنین مواردی استثناء هستند و توضیحات‌مان در مورد آن‌ها صادق نیست.

دوره بازگشت سرمایه

به صورت کلّی سرمایه‌گذاری روی فعالیت‌های تولیدی از نوع بلندمدت است، یعنی جبران هزینه‌های اولیه و دستیابی به سود در کوتاه مدت امکان‌پذیر نیست. اما سرمایه‌گذاری روی کسب‌وکارهای خدماتی ممکن است کوتاه‌مدت یا بلندت‌مدت باشد و هر دو حالت قابل تصور است. نتیجه آن که وقتی شخصی در صدد سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت است، ترجیحاً باید روی کسب‌وکارهای خدماتی تمرکز کند. نکته‌ی دیگر این است که با توجه به تغییرات محیط کسب‌وکار، ریسک سرمایه‌گذاری بلند مدت بیشتر است، اما می‌تواند سودآوری بیشتری نسبت به طرح‌های کوتاه‌مدت داشته باشد.

زمان لازم برای راه‌اندازی

با توجه به این که تعیین ظرفیت تولید محصولات و فرایندهای تولید و نوع ماشین‌آلات به مطالعه‌ی نسبتاً زیادی احتیاج دارد و تعیین مکان کارخانه، اخذ جواز تأسیس، خریداری زمین و احداث سوله‌ (یا اجاره‌ی سوله‌)، طرح‌ریزی لی‌اُوت کارخانه و تأمین ماشین‌آلات با چالش‌های زیادی همراه است، معمولاً زمان مورد نیاز برای راه‌اندازی کسب‌وکارهای تولید بیشتر از کسب‌وکارهای خدماتی است. همچنین با این فرض که سرمایه‌ی مورد نیاز برای کارهای تولیدی بیشتر از کارهای خدماتی است، طبیعتاً تأمین سرمایه‌ی مورد نیاز به زمان بیشتری احتیاج دارد. همانطور که گفتیم در مورد فعالیت‌های خدماتی لزوماً شرایط آسان‌تر نیست، اما در مقایسه‌ی «اکثریت کارهای خدماتی» با «اکثریت کارهای تولیدی» قابل تصور است که راه‌اندازی کسب‌وکارهای خدماتی به زمان کم‌تری نیاز دارد.

حفاظت از مالکیت‌های فکری و اسرار تجاری

در کشورمان، مواردی مثل گواهینامه‌های ثبت اختراع (که جنبه‌ی فنّی دارند)، طرح‌های صنعتی (که جنبه‌ی ظاهری دارند)، علائم تجاری (که جنبه‌ی تجاری دارند) و آثار مشمول کپی‌رایت (مثل آثار صوتی، تصویری و نوشته‌ها) مورد حمایت قرار می‌گیرند و استفاده‌ی غیرمجاز از آن‌ها قابل پیگیری است.

در مورد محصولات فیزیکی که خروجی فرایندهای تولید هستند، می‌توانیم با ثبت اختراع از دانش فنّی به کار رفته در آن‌ها و ثبت طرح صنعتی از شکل ظاهری آن‌ها حفاظت کنیم تا دیگران اجازه‌ی الگوبرداری نداشته باشند. بنابراین محصولات ناشی از تولید می‌توانند تا حدی مورد حمایت ابزارهای مالکیت فکری قرار بگیرند.

در ارائه‌ی خدمات هم گاهاً بعضی فرایندها و ابزارها می‌توانند به عنوان اختراع ثبت شوند، اما بسیاری از راهکارها و ایده‌های خلاقانه‌ای که در ارائه‌ی خدمات مؤثر هستند را نمی‌توانیم تحت حمایت ابزارهای مالکیت فکری قرار دهیم. به عنوان مثال طرح و ایده‌ی یک کسب‌وکار خدماتی (مثل تاکسی‌های اینترنتی یا فروشگاه‌های اینترنتی)، یا استانداردهای ارائه‌ی خدمات یا طرح‌های تشویقی قابل ثبت نیستند و دیگران می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند.

حساسیت نسبت به نوسانات تقاضا (ناظر بر قابلیت انبار)

فیزیکی و قابل انبار بودن محصولات ناشی از فرایندهای تولید باعث می‌شود که کسب‌وکارهای تولیدی، آمادگی بیشتری برای رویارویی با نوسانات تقاضا داشته باشند. به عنوان مثال، اگر تقاضا برای یک محصول موقتاً کاهش یابد، تولیدکننده می‌تواند مقدار مازاد تولید خود را در انبار ذخیره کند تا بعداً در فرصت دیگری عرضه شود. یا وقتی تفاضا برای یک محصول موقتاً افزایش می‌یابد، تولیدکننده می‌تواند از موجودی اضافه‌ی انبار خود برای پاسخگویی به آن استفاده کند.

در فعالیت‌های خدماتی معمولاً چیزی به اسم ذخیره‌ی خدمات وجود ندارد. به عنوان مثال، اگر شرکت هواپیمایی نتواند تمام صندلی‌های یک پرواز را پُر کند، یا اگر یک تعمیرگاه نتواند در یک روز به اندازه‌ی کافی مشتری داشته باشد، بعداً امکان جبران آن وجود ندارد. بنابراین، حساسیت مشاغل خدماتی نسبت به نوسانات تقاضا بیشتر است، طوری که اگر تقاضا کاهش یابد، فرصت از دست رفته قابل جبران نیست و اگر تفاضا افزایش یابد، فرصت بهره‌برداری از آن وجود نخواهد داشت.