شما در حال خواندن درس مقایسه کسب و کار تولیدی و خدماتی از دوره ی تصمیم گیری برای ورود به کار تولید هستید.

کسب و کار تولیدی بهتر است یا خدمات؟

یکی از گفت و گوهای رایج در جمع‌های کارآفرینی، مقایسه کسب و کار تولیدی و خدماتی است که سود کدام بیشتر است یا جذابیت بیشتری دارد؟

البته مقایسه‌ی پارامترهایی مثل جذابیت و سود‌آوری، سازنده‌ نیست چون کیفیت دقیقی ندارند؛ مثلا برای یک نفر، شغل بازاریابی به علت تعامل زیاد با جامعه جذاب است و دیگری، به همین علت آن را برهم زننده‌ی آرامش می‌داند یا در موضوع سودآوری، گوگل به عنوان یک کار خدماتی، صدها برابر یک تولیدکننده‌ درآمد دارد اما شرکت‌های خدماتی زیادی هستند که هرگز به سود آن نخواهند رسید.

پس در چنین مواردی نمی‌توان حکم قطعی و صد‌درصدی داد و قصد داریم که در این درس، کسب و کار تولیدی و خدماتی را حتی‌المقدور با معیارهای غیر‌سلیقه‌ای و در شرایط منطقی‌ مقایسه کنیم تا در تصمیم‌گیری مفید باشد.

۱٫ زمان بهره برداری و بازدهی کسب و کار تولیدی و خدماتی

گاهی نمی‌شود برای کارهای بلند مدت برنامه‌ریزی کرد مثلا شاید سرمایه اولیه برای اهداف بلندمدت کافی نباشد، شرکا و سرمایه‌گذاران موافق کار طولانی نباشند یا حتی بازپرداخت تسهیلات کوتاه مدت باشد! در این شرایط بهتر است روی کارهای تولیدی تمرکز کنیم یا خدماتی؟ در این بخش جواب این سوال را پیدا می‌کنید.

زمان مورد نیاز برای بهره برداری

برای پیش‌بینی زمان بهره‌برداری از یک کسب و کار خدماتی یا تولیدی موارد مختلفی تاثیر دارند که مهم‌ترین آن‌ها را در ادامه توضیح دادیم، الیته موارد دیگری هست که زمان کمتری اقتضا می‌کنند و از مرورشان صرف نظر کردیم.

پشتوانه‌های عرضه‌ی ارزش (محصولات یا خدمات)

از یک آموزشگاه کوچک تا واحدهای بزرگی مثل بلومبرگ، اوراکل، آمازون و فیس بوک همگی ارائه‌دهنده خدمات هستند و از یک کارگاه چاقوسازی تا کارخانه‌هایی مثل بوئینگ، اپل و تسلا در جرگه‌ی تولید‌کنندگان قرار می‌گیرند؛ همه این شرکت‌ها بر مبنای زیرساخت و پشتوانه‌ای هستند که در اختیار دارند، مثلا:

  • یک شرکت مشاوره مهندسی به پشتوانه‌ی چندین ساله از دانش و تجربه نیاز دارد.
  • تسلابه پشتوانه‌ای از جنس تخصص، تجهیزات، دانش فنی، بانک اطلاعاتی، ارتباط با سازندگان و مشتریان نیاز دارد.
  • شرکت خدماتی مانند گوگل به بانک اطلاعاتی (در حد Big Data)، تکنولوژی های مخابراتی، سرورهای قدرتمند و ارتباط با توسعه‌دهندگان نیاز دارد.

معمولا در واحدهای کوچک، ارائه دهندگان خدمات زودتر زیرساخت خود را فراهم می‌کنند اما برای واحدهای متوسط و بزرگ نمی‌توان به صورت کلی اظهار نظر کرد.

انتخاب و آماده‌سازی فضای مو‎رد نیاز

شاید بسیاری از کارهای خدماتی حتی نیازی به تهیه ملک تجاری یا اداری نداشته باشند اما یک تولیدی حتما به فضایی برای تولید نیاز دارد که شرایط خاصی دارد، از جمله موارد زیر:

  • باید در مناطق صنعتی و مجاز باشد
  •  مسیر مناسب برای حمل و نقل داشته باشد
  •  انشعابات آب، برق صنعتی و گاز را داشته باشد
  • فضای انبار کافی داشته باشد
  • دهانه ورودی متناسب با ابعاد تجهیزات و محصولات باشد
  • سقف سوله متناسب با ارتفاع تجهیزات و محصولات باشد

ضمنا چیدمان دستگاه‌ها و نصب خط تولید، تامین و نصب تجهیزات محیطی مانند جرثقیل سقفی و سانترفیوژها و حتی گاهی ساخت سوله فرآیندهایی هستند که باعث میشود راه اندازی یک واحد تولیدی به زمان بسیار بیشتری نیاز داشته باشد.

دریافت مجوز

معمولا مجوزهای تولید، وابسته به بعضی اقدامات عملی (مثل تهیه سوله و تجهیزات، موافقت ارزیاب و …) هستند و به زمان بیشتری احتیاج دارند؛ مخصوصا زمانی که کالای تولید شده مشمول استاندارد اجباری باشد این فرآیند بیشتر طول می‌کشد.

# مشاهده‌ی راهنمای دریافت مجوزهای تولید

‎‎# مشاهده‌ی راهنمای اخذ نشان استاندارد

با توجه به سه پارامتری که بررسی کردیم، معمولا راه‌اندازی یک کسب و کار تولیدی به زمان بیشتری احتیاج دارد.

زمان مورد نیاز برای رسیدن به بازدهی

در مورد زمان رسیدن به بازدهی، کارهای خدماتی معمولا به دلایل زیر زودبازده‌تر از تولید هستند:

– تعامل با مشتریان بیشتر است و بهینه‌سازی محصول در زمان کم‌تری انجام می‌شود.

– تغییر و توسعه خدمات به زمان کم‌تری نیاز دارد.

– معمولا راه‌اندازی کسب و کار در زمان کوتاه‌تری امکان‌پذیر است. (بیشتر در مقیاس کوچک و متوسط)

– در اکثر کارهای خدماتی، عوامل اجزای کسب و کار و روابط‌شان ساده‌تر هستند که علت آن را در درس‌های دیگر بررسی می‌کنیم.

۲٫ کسب و کار تولیدی یا خدماتی از لحاظ مالکیت محصول

سرعت اعمال تغییرات در یک کسب و کار به دو عامل مهم بستگی دارد:

  • وابستگی به تجهیزات
  • پیچیدگی سیستم

در تولید یک خودرو فرآیندهای زیادی از تامین مواد اولیه، ساخت، ماشین آلات، انبارداری، خطوط مونتاژ، قرارداد با تامین‌کنندگان و … وجود دارد که هر تغییر در کسب و کار، این بخش‌ها را به چالش می‌کشد یعنی احتمالا خط تولید تغییر می‌کند، قرارداد جدیدی با تامین کنندگان امضا می‌شود و … اما یک رستوران به سادگی می‌تواند در چند ساعت تغییر کند.

در کارهای خدماتی چون تغییر خدمات فعلی و توسعه‌ی خدمات جدید به پول و زمان زیادی نیاز ندارد به سادگی ایده‌های خوب الگوبرداری می‌شوند و مالکیت از دست می‌رود؛ ثبت مالکیت هم در موارد زیادی ممکن نیست؛ مثلا هدیه دادن گل به مشتریان، تخفیف تولد، جشنواره‌ها، استفاده از سیستم‌های تعاملی و … امکان ثبت ندارند.

اگر غذای جدیدی را به منوی رستوران‌تان اضافه کنید و موفق باشد در کمتر از دو هفته بقیه هم آن را عرضه می‌کنند، اما کارخانه‌ها وابسته به مواد اولیه، تجهیزات و ظرفیت اعلام شده در پروانه بهره‌برداری هستند؛ یعنی به سادگی نمی‌توانند الگوبرداری کنند.

همچنین یک کالا چون مشخص و قابل اندازه‌گیری است میتواند از حقوق ثبت مالکیت برخوردار باشد.

۳٫ قابل اندازه‌گیری بودن ارزش و اعتماد خریدار

خدمات قابل رویت نیستند و رضایت از آن‌ها یک تجربه احساسی است پس تعیین دقیق مشخصات، کیفیت و ارزش آن‌ها ساده نیست و جلب اعتماد مشتریان زمان می‌خواهد؛ در این حالت معتبر بودن بسیار مهم است و رزومه و سوابق حرف اول را می‌زند، مثلا مشتریان همیشه اشتراک اینترنت، پزشک، وکیل و آرایشگر خود را بر مبنای سابقه‌ی کسب و کار انتخاب می‌کنند.

در مورد تولید داستان متفاوت است چون کالا دیده می‌شود، ابعاد و رنگ و ظاهر مشخصی دارد و کیفیت آن معمولا قابل ارزیابی است پس مشتریان به آن توجه می‌کنند، البته اگر محصول پیچیده باشد و ارزیابی آن زمان بخواهد، مانند لوازم خانگی و موبایل و خودرو، اعتبار برند مطرح می‌شود.

پس متقاعد کردن مشتریان برای واحدهای تولیدی با محصولات قابل بررسی (مثل پوشاک، مواد غذایی، قطعات ساده و …) آسان‌تر است.

۴٫ قابلیت ذخیره‌ی ارزش در کسب و کار تولیدی و خدماتی

خروجی کسب و کارهای خدماتی قابل ذخیره کردن نیست، پس ظرفیت خدمات‌رسانی باید بهینه باشد. رستورانی که  صد نفر ظرفیت دارد و با ده نفر اداره می‌شود باید هزینه‌های اجاره، حقوق کارگران و انرژی را برای این ظرفیت پرداخت کند و کم بودن تقاضا، مثلا حداکثر ۲۰ مشتری همزمان، قابل جبران نیست.


 محصولات یک واحد تولیدی، قابل انبار کردن هستند  و همزمان با تولید به دست مشتری نمی‌رسند، یعنی کنترل بیشتری روی عرضه وجود دارد و میتواند با تقاضا هماهنگ باشد و نسبت به رویدادهای غیرقابل پیش‌بینی، مثل شیوع بیماری، رکود اقتصادی و … مقاومت بیشتری دارند، البته اگر شرایط نامساعد طولانی و فراتر از ظرفیت انبار باشد، تولید هم در معرض آسیب خواهد بود.

تولیدکنندگان با‌تجربه حتی در شرایط رکود طولانی و پس از پر شدن انبارها، بخشی از محصولات را در میان خرده‌فروشان، نمایندگی‌ها و  مردم بصورت اقساطی یا امانی توزیع می‌کنند.

۵٫ مقایسه وضعیت صادرات برای کسب و کار تولیدی و خدماتی

بعضی خدمات وابسته به مکان هستند، مثلا رستوران و خواربارفروشی و گیم‌نت تنها در محدوده خاصی خدمت‌رسانی می‌کنند اما بخش دیگری از کارهای خدماتی می‌توانند در نقاط مختلف خدمات‌رسانی کنند، مثلا ارائه دهندگانی خدماتی مثل نرم‌افزار حسابداری، مشاوره حقوقی، ردیابی محصول، شبکه‌های اجتماعی و …

خدمات نوع اول قابلیت صادرات ندارند و برای نوع دوم هم رقبای زیادی وجود دارد که شرکت‌های قدرتمند بین المللی هستند پس کارهای خدماتی برای صادرات مناسب نیستند.

کالا همیشه محدود به مکان است و مسافت، روی زمان تحویل، قیمت نهایی و آسیب کالا تاثیر می‌گذارد، پس ترجیح مشتریان آن است که از کشورهای نزدیک‌تر خرید کنند.

مزیت دیگر آن است که تولید کالا وابسته به به مواد اولیه است و در ایران منابع زیادی در دسترس تولیدکنندگان قرار دارد، پس بسیاری از محصولات صادراتی ایران با قیمت و کیفیت رقابتی به بازارهای بین‌المللی عرضه می‌شوند.

واحدهای تولیدی با اختلاف زیاد از فرصت‌های صادرات بیشتری نسبت به کارهای خدماتی برخوردارند.

۶٫ تفاوت کسب و کار تولیدی و خدماتی از نظر تعامل با مشتری

موضوع تعامل با مشتریان یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های کسب و کار تولیدی و خدماتی است که روی سایر موارد این فهرست اثر می‌گذارد.

در کارهای خدماتی مشخصات و رفتار مشتریان قابل نظارت است، مثلا مدیر یک وبسایت می‌تواند میزان حضور هر کاربر، محل سکونت، مطالبی که مطالعه کرده، لینک‌هایی که کلیک کرده و … را مشاهده کند و با راهکارهای عضویت به اطلاعاتی مثل نام، تلفن همراه و پست الکترونیکی دسترسی داشته باشد، یا در رستوران، هنگام پرداخت صورت حساب امکان استفاده از سیستم نظرسنجی وجود دارد تا نظر مشتریان جمع آوری شود و اشکالات احتمالی شناسایی و برطرف شوند.

در حوزه‌ی تولید تعامل داشتن با مصرف‌کننده دشوار است چون:

  • کالا معمولا زنجیره فروش طولانی دارد و فروشنده نهایی تولید کننده اصلی نیست، پس معمولا مشتری شناخته نمی‌شود.
  • زمان مصرف کالا معلوم نیست و حتی در صورت وجود دسترسی ممکن است فیدبک در زمان مناسبی به دست تولیدکننده نرسد.
  • معمولا ارتباط مستقیم با مشتریان وجود ندارد و محل استفاده از محصول متفاوت است.
  • بعضی کالاها زمان زیادی برای ارزیابی نیاز دارند. (مثل پیچ، لامپ، تجهیزات، ابزار و …)

پس به صورت کلی تولیدی‌ها با چالش نظارت و گرفتن فیدبک روبه رو هستند و باید هزینه‌های بیشتری برای بازاریابی پرداخت کنند.

تولید یا خدمات؟ کدام را ترجیح می‌دهید؟

پس از مطالعه‌ی نکات گفته شده باید تصمیم بگیرید که کدام حوزه برای شما مناسب است، نمودارهای زیر برای جمع‌بندی مطالب به شما کمک می‌کند اما مقادیر به‌صورت تقریبی هستند و نباید برای تحلیل دقیق استفاده شوند.

# مقاله پیشنهادی این درس مقایسه خدمات و تولید (مک دونالد و تسلا) به زبان انگلیسی است که لینک آن را در ادامه میبینید:

مشاهده مقاله از ResearchGate

تولید یا خدمات؟
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *