ملاک های طراحی حرفه ای در مهندسی مکانیک

ملاک های یک طراحی حرفه ای

واژه ی طراحی طیف وسیعی از خدمات را پوشش میدهد، از فعالیت های گرافیکی گرفته تا قالب های وبسایت. موضوع بحث ما در این مقاله طراحی در حوزه ی مهندسی مکانیک شامل انواع ماشین آلات، قطعات خاص، سازه ها و … است. قابل انکار نیست که تعداد زیاد فارغ التحصیلان رشته های مهندسی و بازار کار نامطلوب سبب شده عده کثیری از این افراد بدون تجربه صنعتی کافی در وادی انجام پروژه های صنعتی قدم بگذارند و خروجی های پر عیب و ضعیفی خلق کنند.

به یاد داشته باشید که طراحی حرفه ای در حوزه ی مهندسی مکانیک علاوه بر دانش، تجربه ی بالایی نیز مطلبد و هر دوی این موارد کافی نیستند مگر در کنار خلاقیت و هنرمندی طراح.

۱٫ فهم و پیش بینی خواسته های کنونی و آینده ی مشتری

ممکن است مشتریان دانش و اطلاعات کافی نداشته باشند. لازم است دقیقا از خواسته های آن ها مطلع شده و طرحی ارائه دهیم که نیازهای منطقی او را پاسخگو باشد.

مشتریان زیادی اندک زمانی پس از دریافت محصول متوجه نیازهای جدیدی میشوند که بی پاسخ مانده اند. شما بعنوان یک طراح با تجربه باید بخش زیادی از چنین نیازهایی را پیش بینی کرده باشید. بعنوان مثال در بیشتر مواقع مشتریان قالب های فرم جهت ارزان تمام شدن پروژه درخواست می کنند سایدکاترها حذف شوند، در حالی که در عمل باید هزینه بسیار بیشتری برای تهیه گسترده های ورقی دقیق پرداخت کنند.

یکی از تجربیات شخصی من قالبی بود که متقاضی آن اصرار داشت صرفا برای ورق های دو میلیمتر طراحی شود، ولی طراحی  را بشکلی تنظیم کردیم که امکان استفاده از ورق هایی با ضخامت ۰٫۵ الی ۲٫۵ میلیمتر امکان پذیر باشد. درست زمانیکه قیمت ورق های فولادی بسیار بالا رفت، مشتری تماس گرفت تا قالب جدیدی برای ضخامت های کمتر طراحی یا در صورت امکان قالب کنونی اصلاح شود و دریافت قالب تحویل داده شده با گستره ی وسیعی از ورق ها سازگار بوده و نیازی به صرف زمان و هزینه مجدد نخواهد داشت.

۲٫ بهینه بودن طرح

چندی پیش چرخ دستی ساده ای را دیدم که برای جابجایی قطعات کوچک مورد استفاده قرار میگرفت. وزن این محصول حدود ۵۰ کیلوگرم بود و نحوه ی تنظیم محور چرخ ها حرکت آن را با دشواری همراه کرده بود.خروجی کار شما معرف اعتبار برند شماست. اتصال چندین پروفایل و ۴ چرخ به زیر سازه به تنهایی یک اقدام مهندسی محسوب نمیشود.

محصول شما باید از هر نظر بهینه باشد. استفاده از آن بسادگی امکان پذیر باشد، ضرایب اطمینان در نظر گرفته شده متناسب باشند و نهایتا از نظر ظاهری زیبا و شکیل به نظر برسد.

۳٫ دوام بالا و قابلیت پیش بینی زمان سرویس های دوره ای و عمر محصول

شاید در تمامی طرح ها ضروری نباشد اما بصورت کلی لازم است مشتری عمر محصول خود و زمان تعویض قطعات اصلی و مصرفی آن را بداند.

۴٫ توسعه پذیری و امکان ارتقای محصول

تا حد امکان باید سعی شود محصول قابلیت ارتقاء داشته باشد.ممکن است نوع کلمپ های یک فیکسچر نیاز به تغییر داشته باشند یا نقاط کنترلی جدیدی برای آن تعیین شوند. در چنین حالتی اگر طراح فضای مناسبی تعبیه نکرده باشد امکان ارتقای فیکسچر در کاربرد جدید وجود نخواهد داشت.

مثال دیگر میز کاری است که پایه های آن قابل تنظیم نباشند. طراح چنانچه از فلنج برای اتصال ساپورت چرخ ها به بدنه ی میز استفاده کند میتوان به راحتی با کف تراشی یا اضافه کردن فلنج، ارتفاع میز را تغییر دهد، ولی در اتصال جوشی بجز بریدن بخش هایی از بدنه راه حلی برای ارتقای محصول وجود نخواهد داشت.

۵٫ مونتاژ آسان و سریع

در طراحی حرفه ای و اصولی، فرآیندهای مونتاژ با بیشترین سرعت و کمترین اشتباه انجام می شوند. چنان چه محصول در تیراژ بالا تولید میشود باید امکان مونتاژ اشتباه قطعات وجود نداشته باشد. از طرفی قطعات مصرفی باید بسادگی توسط یک اپراتور ساده قابل تعویض باشند. همچنین قطعات مصرفی باید بگونه ای انتخاب شوند که نمونه های مشابه در برندهای مختلف ، موجود و قابل تهیه باشند.

شاید عناوین زیر برای شما مفید باشند:

برای پیگیری جواب پیامتان کلیک کنید
از طریق ایمیل در خصوص این موارد به من اطلاع‌رسانی کنید:
0 پیام‌های دوستان:
بازخورد
مشاهده تمام پیام‌ها