شما در حال خواندن درس کارآفرینی یا کارمندی ؟ از دوره ی تصمیم گیری برای ورود به کار تولید هستید.

کارآفرینی یا کارمندی؟

مرغ همسایه غاز است! این ضرب المثل را یادتان می‌آید؟ ماجرای کارآفرینی یا کارمندی روایت دقیقی از همین ماجراست.

کارآفرین‌ها گله می‌کنند که دو روز نباشیم تکلیف فردایمان روشن نیست! زندگی‌مان شده پرداخت حقوق کارمندان و وصول طلب و پرداخت بدهی و کاش کارمند بودیم تا این مشکلات نبود.

کارمندها هم گمان می‌کنند که مستحق درآمد بالاتری هستند و اگر صاحب کار باشند دیگر به مرخصی گرفتن و زندگی مطابق میل دیگران نیازی ندارند.

بعضی‌ها فکر می‌کنند که بیشتر کارمندان، حتی اگر بخواهند کارآفرین باشند، سرمایه‌ی کافی ندارند اما یک کارآفرین به‌سادگی می‌تواند برای کارمندی اقدام کند! این دیدگاه یعنی کارآفرین در پله‌ی بالاتری قرار گرفته که به دلایل زیر از نظر ویکی تولید درست نیست:

دلیل اول. ویژگی‌های مختلفی برای کارمند خوب بودن و کارآفرینی نیاز است که بسیاری از آن‌ها در تضاد هستند، یعنی ممکن است که یک کارمند موفق نتواند کارآفرین خوبی باشد و یک کارآفرین نتواند در کارمندی به جایگاه مناسبی برسد.

دلیل دوم. با گذر زمان، سرمایه‌های ارزشمندی در کارمندی و کارآفرینی ایجاد می‌شود که قابل تبدیل نیستند و با کنار گذاشتن شغل فعلی بی‌اعتبار می‌شوند، مثل کارمندی که ۱۲ سال سابقه‌ی فعالیت دارد و به اعتبار آن توانسته احترام، درآمد و جایگاه بهتری داشته باشد، یا روابط و دانش و تجربه‌ای که یک کارآفرین در پروسه‌ی “خاک خوری” به‌دست آورده است؛ همین است که می‌گویند فلانی آلوده‌ی کار شده و با وجود مشکلات نمی‌تواند مسیر خود را تغییر دهد!

حتما شما هم این روزها می‌شنوید که کارمندی برای آن‌هایی است که نتوانستند یا نمی‌توانستند کارآفرین باشند! حرفی بازاری و بی‌منطق که برای تامین منافع بعضی کاسبان کسب و کار گفته می‌شود در حالی‌که یک کارمند موفق می‌تواند به شدت تاثیرگذار باشد، از کارمندان سازمان ملل و کارمندان رده بالای دولتی تا حسابدار یک شرکت می‌توانند صنعت، جامعه یا سرنوشت کشورها را دگرگون کنند.

کارمندهای معمولی هم معمولا اوضاع و احوال بهتری نسبت به مدیران کسب و کارهای معمولی دارند، مهم خواسته‌ها و اهداف ما هستند که مسیر شغلی ما را تعیین می‌کنند چون هر کسی را بهر کاری ساختند.

در این درس موارد زیر را بررسی خواهیم کرد:

  • ارزیابی شغل فعلی شما بعنوان کارمند
  • ارزیابی آنچه از کارآفرینی میخواهید
  • انتخاب بهترین گزینه میان کارآفرینی یا کارمندی بر اساس ارزیابی ها
  • انواع روشهای خروج از شغل فعلی
  • تهدیدهایی ابهام میان کارآفرینی یا تولید
  • مهمترین نکات برای کارمندان علاقمند به کارآفرینی (برای مشترکین سایت)

نکته مهم: توجه کنید که مدیریت کسب و کار را با کارمندی مقایسه نمی‌کنیم، چون مالکیت کسب و کار می‌تواند از مدیریت یک مغازه تا یک شرکت بین‌المللی را تحت پوشش قرار دهد و به صورت کلی قابل بررسی نیست.

تست شخصیت برای ارزیابی ویژگی‌های کارآفرینی و کارمندی

ویژگی‌های روانی افراد یکی از مباحث مهم در انتخاب مسیر کارآفرینی یا کارمندی است؛ مثلا کسی که فوبیای پرواز دارد برای خلبان شدن مناسب نیست یا کسی که نظم ندارد بعید است در کارمندی موفق باشد.

برای ارزیابی ویژگی‌های رفتاری می‌توانید از آزمون آنلاینی که برایتان آماده کرده ایم استفاده کنید:

تحلیل نتیجه آزمون

۱۶ سوال این آزمون مبتنی بر تست آیزنبرگ است و ۳ سوال دیگر مربوط به ملاک‌هایی می‌شود که در کشور ما اهمیت بیشتری دارند و به آن اضافه کردیم. نمره ی ۰ یعنی شخصیت شما کاملا با زندگی کارمندی سازگار است و نمره ۱۰۰ یعنی تمام ویژگی‌های شخصیت کارآفرین را دارید.

نمرات ۸۵ و بالاتر

شما برای کارآفرین بودن متولد شده‌اید! و این یعنی احتمالا برای کارمندی و شغل‌های سازمانی استعداد خوبی ندارید، چون بخشی از ویژگی‌های کارآفرینی در تضاد با روحیه کارمندی هستند. شما هم مانند خیلی‌های دیگر ممکن است شکست خورده و به نتایج دلخواه نرسید، اما اهل مبارزه هستید و  با انگیزه‌ی بالا به تلاش خود ادامه می‌دهید تا به هدف خود برسید.

مهمترین مزیت شما آن است که معمولا برای محدودیت‌ها و مسائل مختلف راهکارهای خوبی پیدا می‌کنید و دائما در حال یادگیری از اتفاقات مختلف هستید که این مجموعه رفتارها احتمال موفقیت شما را افزایش می‌دهد.

نمرات ۷۰ تا ۸۵

شما می‌توانید کارآفرین باشید اما بخشی از ملاک‌های مهم را ندارید که می‌تواند در موفقیت شما اثر داشته باشند، همچنین ممکن است کارمند باشید اما احتمالا شما را راضی نمی‌کند و دائما به داشتن کاری مستقل فکر می‌کنید.

برای کاهش ریسک باید دقت بیشتری روی ایده ی کسب و کارتان داشته باشید، و شاید بهتر است به جای کارآفرینی به مدیریت کسب و کار فکر کنید. (مثلا مدیریت یک رستوران، یا یک شرکت بازرگانی و …)

# اگر تفاوت مدیریت یک کسب و کار و کارآفرینی را نمی‌دانید باید درس اول را مطالعه کنید.

نمرات ۵۰ تا ۷۰

شما می‌توانید با کارمندی زندگی خوبی بسازید اما قلبتان به کارآفرینی گرایش بیشتری دارد، هر چند تعداد زیادی از ملاک‌های ضروری آن را ندارید و مدیریت کسب و کار گزینه منطقی‌تری است؛ افرادی که در این گروه هستند می‌توانند در رشد سازمان‌ها تاثیر خوبی داشته باشند و بیشتر فری‌‌لنسرها، اینفلوئنسرها، مشاوران و … که به صورت انفرادی کار می‌کنند در همین گروه قرار دارند.

نمرات کمتر از ۵۰

اگر نمره ی آزمون شما کمتر از ۵۰ است یعنی علاقه‌ای به کارآفرینی ندارید و ترجیح می‌دهد زندگی حساب شده، توام با آرامش و پرداختن به تمام حوزه‌های زندگی داشته باشید.

البته لزوما قرار نیست کارمند شوید اما بهتر است به کسب و کاری اشتغال داشته باشید که آرامش و ثبات بیشتری دارد، مثل حوزه‌های مختلف آموزش، مشاوره، هنر، نویسندگی، فیلم‌سازی یا ارائه خدمات مثل آرایش‌گری، خرده فروشی و …

باید توجه داشته باشیم که افراد این گروه ممکن است در مقیاس سازمانی کارآفرین‌های فوق‌العاده باشند.

وقت انتخاب است! کارآفرینی یا کارمندی ؟

برای تصمیم‌گیری در خصوص کارآفرینی یا کارمندی ملاک‌های مهمی وجود دارد که مهم‌ترین آنها را در این بخش بررسی می‌کنیم تا با چهارچوب و روش مقایسه آشنا شوید؛ سایر ملاک‌ها را در بخش دوم این درس خودتان ارزیابی خواهید کرد.

بر مبنای زمان رسیدن به سود

اصولا کسی بر مبنای زمان سوددهی درگیر انتخاب میان کارآفرینی یا کارمندی نمی‌شود اما ممکن است در برنامه ی خروج از کارمندی مهم باشد یا حتی اگر زمان واقعی را بداند از کارآفرینی منصرف شود.

رسیدن به سود کاملا وابسته به نوع کسب و کار و شیوه اجرای آن است، اما بعضی پارامترها در تخمین زمان آن کمک می‌کنند. (این بخش مبتنی بر نظریات علمی و اثبات شده نیست و جنبه تجربی دارد)

  • پارامتر اول میزان تجربه و دانش در حوزه‌ی کسب و کار جدید است، یعنی اگر بی تجربه باشید قطعا برای سوددهی به زمان بیشتری نیاز دارید و اطلاعات دانشگاهی کافی نیست. (جدا از اینکه احتمال شکست کسب و کارتان هم بیشتر است)
  • پارامتر دوم دسترسی به بازار است، مثلا گاهی مشتریان از قبل شناسایی شده‌اند و متناسب با آن‌ها کسب و کار جدیدی شکل می‌گیرد که طبیعتا زودتر به سود خواهد رسید.
  • پارامتر سوم نوع محصول یا خدمات است که اگر نوآورانه و بی رقیب باشد به زمان بیشتری برای معرفی شدن نیاز دارد ولی اگر نمونه های مشابه زیادی داشته باشد (مثل شیر و ماست و شکلات و …) با وجود حاشیه سود پایین، زودتر به بازدهی می‌رسد؛ در این میان سودآورترین محصولات و خدمات آن‌هایی هستند که نسبت به نمونه های مشابه، مزیت رقابتی داشته باشند. (مثلا خودرو با مصرف سوخت بسیار پایین، یا لباس باکیفیت و ارزان)
  • پارامتر چهارم مقدار سرمایه اولیه است که هر چه بیشتر باشد، کسب و کار زودتر از مراحل اولیه (تهیه تجهیزات، خریدن زمین و سوله و …) عبور می‌کند.

بر مبنای میزان ریسک

اگر بخواهیم بر مبنای ریسک بهترین گزینه را میان کارآفرینی یا کارمندی انتخاب کنیم قطعا پیدا کردن جواب آسان است! بسیاری هم به علت ریسک بالای کارآفرینی قید آن را می‌زنند اما در این قسمت روش‌های کاهش ریسک را می‌گوییم تا شاید در انتخاب میان کارآفرینی یا کارمندی، این مساله تاثیر کمتری داشته باشد.

  • تعداد شرکایتان را به میزانی افزایش دهید که ریسک کسب و کار به مقدار قابل قبول برسد.
  • برای طرح خود سرمایه گذار مناسب پیدا کنید تا ضمن کاهش ریسک از حمایت های مالی بیشتری بهره مند شوید.
  • مدل کسب و کار خود را بر پایه خرده فروشی یا ارائه ی خدمات طراحی کنید تا ریسک کمتری نسبت به تولید یا عمده فروشی داشته باشد.
  • در شروع بخشی از خدمات یا فرآیند تولید خود را به سایر شرکتها یا کارگاهها بسپارید تا علیرغم کاهش سود، رقم ثابت سرمایه گذاری کمتر شود.
  • با صاحبان کسب و کارهای موفق مشارکت کنید، لزوما قرار نیست برای کارآفرینی همه چیز را خودتان پایه ریزی نمایید.
  • روی دانش و مهارت خود وقت بگذارید تا پیش بینی و برنامه ریزی دقیق و کم ریسکی داشته باشید.

بر مبنای سبک زندگی

ممکن است به اشتباه کارمندی را انتخاب کرده باشید و اصولا ویژگیهای روانی و خواسته هایتان راهکار دیگری را اقتضا کند، اما در بسیاری از موارد چنین ماجرایی نیست و صرفا تحت تاثیر جوسازی یا افکار منفی قرار گرفته اید! مهم نیست که در شبکه های اجتماعی و جمع همکاران در مورد کارآفرینی یا کارمندی چه می‌گویند! هر مدل ذهنی مسیر خاص خود را میپسندد و باید صادقانه سیک زندگی خود را ارزیابی کنید.

اگر جملات زیر توصیف مناسبی از شما هستند، احتمالا با  کارمندی زندگی بهتری دارید:

  • دوست دارید هر چیزی سر جای خودش باشد، کار، استراحت، مطالعه و … .
  • سطح استرس شما بالاست و شرایط پیش بینی نشده تا حد زیادی فکرتان را مشغول میکند.
  • نظم پذیری زیادی دارید و از چهارچوبهای مشخصی پیروی میکنید.
  • آداب و هنجارهای اجتماعی برایتان اهمیت زیادی دارد.
  • به کار گروهی و منافع مشترک اعتقاد دارید و بیشتر تصمیمات خود را بر این مبنا میگیرید.

اگر جملات زیر شما را بهتر توصیف میکنند احتمالا با کارآفرینی زندگی بهتری دارید:

  • به تکرار بیش از اندازه حساس هستید.
  • دوست دارید در کارهای تیمی بیشتر از بقیه دیده شوید.
  • کمتر از عموم افراد دچار استرس میشوید.
  • سازگار شدن با قوانین بیرونی برایتان دشوار است.
  • مشکلی با کار کردن بیش از حد و گاها بدون نتیجه ندارید.
  • تحمل ناهنجاری ها و رفتارهای خلاف عرف را دارید.

ارزیابی موقعیت فعلی شما به عنوان کارمند

احتمالا تحصیلات دانشگاهی دارید و بعنوان کارمند در یک نهاد خصوصی یا دولتی کار می‌کنید، ابتدا باید ارزیابی کنید که در شرایط کنونی چه مزایایی دارید؟ سپس مقصد کارآفرین را بررسی می‌کنیم تا بتوانید در شرایط عادلانه آن‌ها را مقایسه کنید، پس کاغذ و قلم بردارید و با کمک موارد زیر وضعیت فعلی خود را مشخص کنید.

اگر هنوز شاغل نیستید می‌توانید یک شرکت فرضی را در نظر بگیرید، اما شرایط آن مشابه شرکتی باشد که احتمالا شما را به عنوان کارمند استخدام می‌کند.

مزایای یک شغل کارمندی با معیارهای زیر بررسی می‌شود:

  1. روابط شکل گرفته با همکاران و نفرات سایر نهادها، بازار، تامین کنندگان و …
  2. موقعیت سازمانی و احتمال ارتفای شغلی
  3. اعتبار اجتماعی که بواسطه محل کارتان به دست آورده‌اید
  4. ظرفیت رشد فردی (مثلا امکان ادامه تحصیل، وجود تجهیزات خاص و حضور مدیران باتجربه)
  5. میزان درآمد (شامل حقوق دریافتی، بیمه و سایر مزایا)
  6. سختی کار و ساعت حضور 
  7. امنیت شغلی
ویژگی های یک کارمندی خوب

در بازار برای رسیدن به ده میلیون تومان درآمد ماهیانه، باید مقدار زیادی سرمایه گذاری کرده باشید اما در کارمندی نیازی به آن نیست، پس اگر در آمدتان در بازار ماهی ۴ میلیون بازای ۴۰۰ میلیون سرمایه باشد، شغل کارمندی با ۸ میلیون درآمد ماهیانه ارزشی معادل ۸۰۰ میلیون تومان سرمایه خواهد داشت.

نکته بالا بدیهی بود اما بسیاری از افراد به آن توجه نمی‌کنند و بدون داشتن سرمایه مناسب از شغل فعلی خود دست می‌کشند.

احتمالا برای شما این سوال پیش آمده که هر یک از مبانی ارزیابی شرایط فعلی چه نمره یا ارزشی دارند، اما بحث کارآفرینی چندان تابع قواعد ریاضی نیست و ارزش‌گذاری بر مینای علایق و اهداف شما تعیین میشود.

پس اگر برنامه ای برای مهاجرت دارید احتمالا ملاکهای زیر اولویت بیشتری دارند:

  • اعتباری که بواسطه ی محل کارتان بدست میاورید (برای داشتن یک رزومه قوی و پیدا کردن فرصتهای شغلی بهتر)
  • پتانسیل رشد و آموزشهایی که در اختیارتان است (باز هم برای بهبود مهارتهایتان)
  • میزان سختی کار و ساعات حضور (برای پیگیری بیشتر کارها و آرامش فکر)
  • امکان ادامه تحصیل یا مطالعه و فعالیتهای غیر اداری

یا اگر با کمبود سرمایه دست و پنجه نرم میکنید، موارد زیر مهم هستند:

  • امنیت شغلی و نحوه ی عقد قرارداد
  • میزان درآمد و نوع بیمه

پس چالش اصلی، انتخاب میان کارآفرینی و کارمندی نیست بلکه پیدا کردن مسیری مناسب در راستای اهداف است.

ارزیابی موقعیت شما به‌عنوان کارآفرین

مهم نیست کارآفرینی یا کارمندی چقدر جذاب است یا دیگران چه نظری دارند، این تصمیم بخشی از آینده شما را رقم می‌زند و باید به دقت بررسی شده باشد، در این مرحله می‌خواهیم به یک ترسیم کلی از مقصد کارآفرینی برسیم، یعنی حواسمان باشد که در ازای چه دستاوردی شرایط فعلی را کنار می‌گذارید، برای این ارزیابی لازم است به سوالات زیر جواب دهید:

  • میخواهید چه محصولات یا خدماتی عرضه کنید ؟
  • پیش نیاز انجام آن چیست؟ (استخدام نفرات، تهیه تجهیزات، اجاره دفتر یا سوله و …)
  • چگونه با مشتریان ارتباط برقرار میکنید ؟ (فروشگاه یا دفتر، وبسایت، خط تلفن و …)
  • چگونه مشتریان را با محصولات یا خدمات خود آشنا میکنید؟ (شبکه های اجتماعی، تبلیغات چاپی، بیلبورد و …)
  • از چه روشی برای کسب درآمد استفاده میکنید؟ (اعطای نمایندگی، فروش مستقیم، اعطای لایسنس، فروش قسطی و …)

البته قرار نیست جوابتان کاملا دقیق و حساب شده باشد و به عنوان مثال، نوع و ابعاد و جنس محصول را بدانید، اما باید مدل کلی کسب و کارتان را با پاسخ به سوالات بالا تعیین کرده باشید.

اگر می‌خواهید کارتان دقیق و حساب شده باشد می‌توانید راهنمای مدل کسب و کار را مطالعه کنید: ورود به راهنمای مدل کسب و کار

نکته: احتمالا ارزیابی مقصد در این مرحله دشوار باشد اما تا پایان دوره با شناختن حوزه‌ی تولید کارتان ساده می‌شود، پس زیاد سخت‌گیری نکنید و بعدا دوباره این درس را بخوانید.

در ادامه یک داستان کمال گرایانه تعریف می‌کنیم که ربطی به انتخاب کارآفرینی یا کارمندی ندارد، اما خواندن آن مفید است!

شما کارشناس بازرگانی و دوستتان رضا بعنوان ناظر خط تولید یک کارخانه ی میخ سازی کار میکنید و تصمیم میگیرید در قالب یک کسب و کار جدید، تفنگ پرتاب میخ تولید کنید. (که جزو محصولات محل کارتان نیست) برای کسب اطلاعات بیشتر در اینترنت جست و جو می‌کنید، از همکارانتان سوال می‌پرسید و نهایتا طرز کار آن را می‌فهمید، ضمن اینکه اطلاعات و ابعاد انواع میخها هم از قبل میدانید.

تا اینجا پاسخ مناسبی برای سوال اول دارید و می‌دانید قرار است چه چیزی را تولید کنید.

شما در بخش بازرگانی با تعداد زیادی از خریداران میخ آشنا شدید، حتی تعدادی از شما پرسیده اند که چرا دستگاه پرتاب میخ نمی‌فروشید ؟! در حقیقت مشتریان بالقوه ی خود را می‌شناسید و فهرست آنها را دارید.

برای معرفی هم تصمیم میگ‌یرید که یک تعداد کاتالوگ چاپ کنید تا به آدرس آنها ارسال شود، و یک سایت ارزان قیمت هم ایجاد کنید تا اگر ارتباط تلفنی شکل گرفت وقتتان برای ارسال کاتالوگ گرفته نشود.

پس می‌دانید مشتریان شما چه کسانی هستند و برای معرفی کارتان هم راهکار مناسبی دارید.

تقریبا همه چیز آماده است و تصمیم می‌گیرید بخشی از محصولات خود را بصورت امانی در اختیار فروشندگان بزرگ قرار دهید، بخش دیگری را بصورت قسطی به صنایع فعال در حوزه ی چوب بفروشید و چند نمایندگی فیزیکی برای فروش نقدی داشته باشید.

در اینجا شما روشهای کسب درآمد را مشخص کردید و تصویر مناسبی از کسب و کار خود دارید. 

جمع بندی این درس

فیلم‌های بی پایان را دیده‌اید؟ برداشت آزاد، پایان باز و از این بهانه‌های هنری با اسم‌های قشنگ اما حقیقتی آزار دهنده که باید پایان داستان را خودمان حدس بزنیم یا شاید اصلا پایانی وجود ندارد.

در این درس هم قرار نیست به شما تصمیم نهایی را بگوییم و پرونده را ببندیم چون همه چیز دست خودتان است و این تصمیم فراتر از منطق ریاضی است! اگر صرفا محتویات این درس را مرور کرده باشید احتمالا به نتیجه خاصی نمی‌رسید و باید دوباره آن را بخوانید، اما اگر ذهنتان را درگیر مساله کرده باشید در این لحظه تجسم خوبی از شغل فعلی دارید، تکلیف کسب و کارتان هم پس از خواندن این دوره تا حد زیادی روشن می‌شود.

تمام حرفی که زدیم یک سوال اصلی را جواب می‌دهد، مبدا کنونی شما را به اهدافتان می‌رساند یا مقصدی که انتخاب کردید؟ شاید هم هیچکدام!

کارمندی یا کارآفرینی؟

به تصویر بالا توجه کنید! روزانه صدها محتوای مختلف روی ذهن ما تاثیر میگذارند بدون آنکه حتی منطقی یا درست باشند.

“ما برای حرف دیگران زندگی نمیکنیم”

این جمله قشنگ است و احتمالا بارها تکرارش کرده ایم، اما چقدر به آن عمل میکنیم؟

بسیاری از آدمها بر مبنای حرفها و نظرات دیگران برنامه ریزی میکنند و کمی که گذشت میگویند انگیزه نداریم!

مگر میتوانیم برای چیزی که مورد علاقه ما نیست انگیزه داشته باشیم؟

لطفا اگر فکر میکنید بی انگیزه هستید، قبل از گمان افسردگی نگاهی به مسیر روبه رویتان داشته باشید.

صدها نفر با محتویات اشتباهی مانند همین تصویر، انگیزه هایشان را از دست میدهند! مراقب ورودی فکرتان باشید.

برای پیگیری جواب پیامتان کلیک کنید
از طریق ایمیل در خصوص این موارد به من اطلاع‌رسانی کنید:
0 پیام‌های دوستان:
بازخورد
مشاهده تمام پیام‌ها