شما در حال خواندن درس کارآفرینی یا کارمندی ؟ از دوره ی تصمیم گیری برای ورود به کار تولید هستید.

کارآفرینی یا کارمندی؟

مرغ همسایه غاز است! این ضرب المثل را یادتان میاید؟ ماجرای کارآفرینی یا کارمندی روایت دقیقی از همین ماجراست.

کارآفرینها گله میکنند که دو روز نباشیم تکلیف فردا روشن نیست! زندگیمان شده پرداخت کردن حقوق کارمندان و وصول طلب و پرداخت بدهی … کاش کارمند بودیم و این مشکلات نبود.

کارمندها هم گمان میکنند که مستحق درآمد بالاتری هستند و اگر خودشان صاحب کار باشند دیگر به مرخصی گرفتن و زندگی مطابق میل دیگران نیازی ندارند.


بعضی از خوانندگان فکر میکنند که بخش زیادی از کارمندان، سرمایه ی کارآفرینی ندارند اما یک کارآفرین هر وقت که خواست میتواند برای کارمند شدن اقدام کند.

اولا که کارمند خوب و موفق بودن کار هر کسی نیست، حتی اگر کارآفرین موفقی باشد.

دوما در کارمندی و کارآفرینی با گذشت زمان سرمایه هایی ایجاد میشود که ارزش زیادی دارند و با کنار گذاشتن شغل بخشی از آنها نابود خواهد شد.

کارمندی که ۱۲ سال سابقه ی فعالیت در یک نهاد یا شرکت مشخص دارد اعتباری به دست آورده که باعث میشود احترام بیشتر، درآمد بهتر و جایگاه سازمانی خوبی را به خود اختصاص داده باشد.

در کارآفرینی سالها کار بدون مزد انجام شده تا یک فعالیت شکل بگیرد،  اما نیمه کاره رها کردن تلاش آنها را به باد میدهد و ارتباطات ایجاد شده، اعتبار برند و … هم سرمایه هایی هستند که از بین میروند.

این مثالها روی انتخاب درست مسیر شغلی تاکید دارند، چون به قولی وقتی آلوده ی کار میشوید دیگر پاک شدن از آن کار آسانی نیست.


در مقدمه این درس از شما خواهش میکنیم که به حرفهای بی منطق دیگران توجه نکنید، تاسف بار است که بیخود و بی جهت گفته میشود کارآفرینی بهتر از کارمندی است!

این جنس از نظرات مخرب برای افراد بی فکر و کم تجربه ای است که به خود اجازه میدهند با قضاوت کردن دیگران جایگاهی پیدا کنند. (به چه قیمتی؟!)

یک کارمند خوب میتواند در مقیاس بزرگ مفید باشد، مثلا کارمندان سازمان ملل، سازمان جهانی بهداشت، کارمندان رده بالای دولتی و … به شدت روی جهان تاثیرگذارند و صاحبان آمازون و اپل و مایکروسافت هیچوقت نمیتوانند به آن اندازه ارزش آفرین باشند.

شاید کار کردن در این سازمانها کار ساده ای نباشد اما تاثیرگذاری میتواند از یک سازمان کوچک یا نیروگاهی در منطقه ی دورافتاده شروع شود.

در فرصت کوتاه زندگی باید برای اهدافمان بجنگیم، ما به جایی تعلق داریم که آرزوهای ارزشمندمان را برآورده میکند پس گاهی به آنهایی که برای منافع یا عقده های شخصی حرف بیهوده میزنند باید مستقیما و رک بگوییم ساکت!

با توجه به سوالات زیاد مخاطبان و اهمیت مساله، در این درس ارزیابی کاملی برای انتخاب میان کارآفرینی یا کارمندی خواهیم داشت که خلاصه ی آنها شامل موارد زیر است:

  • ارزیابی شغل فعلی شما بعنوان کارمند
  • ارزیابی آنچه از کارآفرینی میخواهید
  • انتخاب بهترین گزینه میان کارآفرینی یا کارمندی بر اساس ارزیابی ها
  • انواع روشهای خروج از شغل فعلی
  • تهدیدهایی ابهام میان کارآفرینی یا تولید
  • مهمترین نکات برای کارمندان علاقمند به کارآفرینی (برای مشترکین سایت)

تست ارزیابی شخصیت کارمند یا کارآفرین

شخصیت یکی از موارد مهم در انتخاب مسیر کارآفرینی یا کارمندی است.

مثلا کسی که فوبیای پرواز دارد برای خلبان شدن مناسب نیست، یا یک آدم بی نظم نمیتواند کارمند موفقی باشد.

پس بهتر است اول از خودمان شروع کنیم و آزمون آنلاین آیزنبرگ، به شما در این ارزیابی کمک خواهد کرد.

تحلیل نتیجه آزمون

۱۶ سوال این آزمون مبتنی بر تست آیزنبرگ است و ۳ سوال دیگر مربوط به ملاکهایی میشود که در کشور ما اهمیت بیشتری دارند و به آن اضافه کردیم.

نمره ی ۰ یعنی شخصیت شما کاملا با زندگی کارمندی سازگار است و نمره ۱۰۰ یعنی تمام ویژگی های شخصیت کارآفرین را دارید.

نمرات ۸۵ و بالاتر

شما برای کارآفرین بودن متولد شده اید! و این یعنی در کارمندی و شغلهای سازمانی استعداد خوبی ندارید.

ممکن است در بعضی پروژه ها موفق نباشید، اما این قابلیت را دارید که دوباره با انگیزه ی بالا تلاشتان را ادامه دهید.

مهمترین مزیت شما آن است که معمولا برای محدودیتها راه حل دارید و مشکلات را حل میکنید، پس مدام در حال تجربه کردن و یاد گرفتن هستید که مجموعه ی این رفتارها احتمال موفقیت شما را افزایش میدهد.

نمرات ۷۰ تا ۸۵

شما هم میتوانید کارآفرین خوبی باشید اما تعدادی از ملاکهای مهم را ندارید که ممکن است در آینده ی کسب و کارتان اثرگذار باشد.

شاید بتوانید در یک شغل کارمندی روزگار بگذرانید اما معمولا کارمند خوشحال و موفقی نمیشوید و همواره به فکر کسب و کار خودتان هستید.

برای کاهش ریسک باید دقت بیشتری روی ایده ی کسب و کارتان داشته باشید، و شاید بهتر باشد به جای کارآفرینی به مدیریت یک کسب و کار فکر کنید. (مثلا مدیریت یک رستوران، یا یک شرکت بازرگانی و …)

# اگر تفاوت داشتن یک کسب و کار و کارآفرینی را نمیدانید حتما درس اول را مطالعه کنید.

نمرات ۵۰ تا ۷۰

شما میتوانید با کارمندی زندگی خوبی بسازید، اما به کارآفرینی یا داشتن کسب و کار گرایش بیشتری دارید.

چون بعضی ملاکهای مهم را ندارید مسیر کارآفرینی برایتان ریسک بالایی دارد، یعنی ممکن است هنگام روبه رو شدن با مشکلات عملکرد مناسبی نداشته باشید.

در مورد مدیریت کسب و کار لازم است ضعفهای خود را شناسایی کرده و کاری را انتخاب کنید که متناسب خودتان باشد، مثلا اگر صبور نیستید و سرمایه ندارید به کسب و کارهای خدماتی (به جای تولید) فکر کنید یا به دنبال شرکایی باشید که مکملتان هستند.

اگر قصد کارآفرینی یا راه اندازی یک کسب و کار جدید را دارید، توصیه میکنیم حتما تمام درسهای این دوره ی آموزشی را مطالعه کنید چون ریسک شما قابل توجه است و باید انتخاب دقیقتری داشته باشید.

نمرات کمتر از ۵۰

اگر نمره ی آزمون شما کمتر از ۵۰ است یعنی میل و علاقه ای به کارآفرینی ندارید و اتفاقا از ویژگی هایی برخوردار هستید که به شما در پیشرفت سازمانی کمک میکند.

توجه کنید که نمره ی شما پایین نیست! چون هدف از این آزمون شناسایی ویژگیهای کارآفرینی بوده و اگر ملاک را قابلیتهای سازمانی انتخاب میکردیم، نمره ی شما بالاتر از سایرین بود.

ممکن است برای استخدام در شرکت یا سازمانی که میخواهید موفق نباشید، در این حالت مشاغل قابل پیش بینی گزینه ی خوبی برای شما هستند. (مثل خرده فروشی)

ارزیابی موقعیت فعلی شما به عنوان کارمند

احتمالا تحصیلات دانشگاهی دارید و بعنوان کارمند در یک نهاد خصوصی یا دولتی کار میکنید، یا شاید هم کار نمیکنید اما میخواهید تکلیفتان روشن شود که دنبال استخدام بروید یا خرید سوله برای تولید؟

ابتدا بررسی میکنیم در شرایط فعلی چه مزایایی در اختیارتان است و چقدر در خدمت اهدافتان میتوانند باشند؟

سپس ارزیابی میکنیم که مقصد کجاست و ارزش دارد نقطه ی فعلی را ترک کنید یا منطقی تر است از داشته هایتان حراست کنید؟

و نهایتا نکاتی را اضافه میکنیم تا بهترین گزینه میان کارآفرینی یا کارمندی را انتخاب کنید.

برای ارزیابی شرایط فعلی لازم است موارد زیر را بعنوان دارایی خود بدانید:

  • روابط شکل گرفته با همکاران و نفرات سایر نهادها، بازار، تامین کنندگان و ..
  • موفقیتهای سازمانی (ارتقای شغلی) کنونی و احتمال ارتفای شغلی آینده
  • اعتباری که بواسطه محل کارتان بدست میاورید (مثلا اعتبار بازرس یک شرکت استاندارد در حوزه ی مربوطه)
  • ظرفیت رشد فردی، ارتقای مهارتها و آموزش  (حمایت از ادامه تحصیل، وجود تجهیزات خاص، مدیران باتجربه و …)
  • میزان درآمد شامل حقوق دریافتی، بیمه و سایر مزایا
  • میزان سختی کار و ساعت حضور (مثلا کارمندان فروش ممکن است در روزهای تعطیل سر کار بروند و فشار کاری زیادی تجربه کنند)
  • امنیت شغلی (یک شغل دولتی ۳۰ ساله گاها از یک شغل پردرآمد ماهیانه ارزش بسیار بیشتری دارد)

تک تک این موارد میتوانند در رسیدن شما به خواسته هایتان موثر باشند و از اینها گذشته باید دو سوال مهم را جواب دهید:

  • برای آنچه هستم از نظر مادی و زمانی چقدر هزینه کردم ؟
  • اگر از شرایط فعلی خارج شوم، ورود دوباره به آن چقدر هزینه دارد؟

در بازار برای رسیدن به ده میلیون تومان درآمد ماهیانه، باید مقدار زیادی سرمایه گذاری کرده باشید اما در کارمندی نیازی به آن نیست، پس اگر در آمدتان در بازار ماهی ۴ میلیون بازای ۴۰۰ میلیون سرمایه باشد، شغل کارمندی با ۸ میلیون درآمد ماهیانه ارزشی معادل ۸۰۰ میلیون تومان سرمایه خواهد داشت.

نکته بالا بدیهی بود اما بسیاری از افراد به آن توجه نمیکنند و بدون داشتن سرمایه مناسب از شغل فعلی خود دست میکشند.

احتمالا برای شما این سوال پیش آمده که هر یک از مبانی ارزیابی شرایط فعلی چه نمره یا ارزشی دارند، اما بحث کارآفرینی چندان تابع قواعد ریاضی نیست و اولویت بر مینای علایق و اهداف شما تعیین میشود.

پس اگر برنامه ای برای مهاجرت دارید احتمالا ملاکهای زیر اولویت بیشتری دارند؛

  • اعتباری که بواسطه ی محل کارتان بدست میاورید (برای داشتن یک رزومه قوی و پیدا کردن فرصتهای شغلی بهتر)
  • پتانسیل رشد و آموزشهایی که در اختیارتان است (باز هم برای بهبود مهارتهایتان)
  • میزان سختی کار و ساعات حضور (برای پیگیری بیشتر کارها و آرامش فکر)
  • امکان ادامه تحصیل یا مطالعه و فعالیتهای غیر اداری

یا اگر با کمبود سرمایه دست و پنجه نرم میکنید، موارد زیر مهم هستند:

  • امنیت شغلی و نحوه ی عقد قرارداد
  • میزان درآمد و نوع بیمه

پس انتخاب میان کارآفرینی یا کارمندی چالش اصلی نیست بلکه هدف، یافتن مسیری مناسب برای رسیدن به اهداف است.

ارزیابی موقعیت آینده شما بعنوان کارآفرین

مهم نیست کارآفرینی یا کارمندی چقدر جذاب است یا دیگران چه نظری دارند، این تصمیم بخشی از آینده شما را رقم میزند و باید به دقت بررسی شود.

در بخش قبل ملاکهای ارزیابی شرایط فعلی را گفتیم و در حالت خوشبینانه، فرض میکنیم که کاغذی رو به روی خود گذاشته و موقعیت فعلی خود را ارزیابی کرده اید.

در این مرحله میخواهیم به یک ترسیم کلی از مقصد کارآفرینی شما نزدیک شویم، یعنی بفهمیم که قرار است در ازای چه چیزی شرایط فعلی را کنار بگذارید.

معمولا علاقه به کارآفرینی از ایده هایی آغاز میشود که به شکل خدمت یا محصول نیازی را برطرف میکنند، اما نکات زیادی در مورد ایده ها وجود دارد که در گام دوم کارآفرینی بررسی میکنیم و پس از مطالعه آنها میتوانید نگاه دقیقتری به این درس داشته باشید.

در این مرحله، لازم است به سوالات زیر جواب بدهیم.

  • میخواهید چه محصولات یا خدماتی عرضه کنید ؟
  • پیش نیاز انجام آن چیست؟ (استخدام نفرات، تهیه تجهیزات، اجاره دفتر یا سوله و …)
  • چگونه با مشتریان ارتباط برقرار میکنید ؟ (فروشگاه یا دفتر، وبسایت، خط تلفن و …)
  • چگونه مشتریان را با محصولات یا خدمات خود آشنا میکنید؟ (شبکه های اجتماعی، تبلیغات چاپی، بیلبورد و …)
  • از چه روشی برای کسب درآمد استفاده میکنید؟ (اعطای نمایندگی، فروش مستقیم، اعطای لایسنس، فروش قسطی و …)

البته قرار نیست جوابتان کاملا دقیق و حساب شده باشد، مثلا نوع و ابعاد و جنس محصول خود را بدانید، اما باید فرآیند کلی کسب و کار خود را با پاسخ به سوالات بالا تعیین کنید.

نکته: اگر درس مدل کسب و کار را قبلا مطالعه کرده اید، سوالات بالا نمونه ی ساده شده ای از آن هستند تا به تجسم مقصد آینده کمک نمایند، و قطعا یک ارزیابی دقیق به اطلاعات بیشتری نیاز خواهد داشت.

در ادامه یک داستان کمال گرایانه تعریف میکنیم که ربطی به انتخاب کارآفرینی یا کارمندی ندارد، اما برای تکمیل این بخش کمک میکند.

شما کارشناس بازرگانی و دوستتان رضا بعنوان ناظر خط تولید یک کارخانه ی میخ سازی کار میکنید و تصمیم میگیرید در قالب یک کسب و کار جدید، تفنگ پرتاب میخ تولید کنید. (که جزو محصولات محل کارتان نیست)

برای کسب اطلاعات بیشتر در اینترنت جست و جو میکنید، از همکارانتان سوال میپرسید و نهایتا طرز کار آن را میفهمید، ضمن اینکه اطلاعات و ابعاد انواع میخها هم از قبل میدانید.

تا اینجا پاسخ مناسبی برای سوال اول دارید و میدانید قرار است چه چیزی را تولید کنید.

شما در بخش بازرگانی با تعداد زیادی از خریداران میخ آشنا شدید، حتی تعدادی از شما پرسیده اند که چرا دستگاه پرتاب میخ نمیفروشید ؟! در حقیقت مشتریان بالقوه ی خود را میشناسید و فهرست آنها را دارید.

برای معرفی هم تصمیم میگیرید که یک تعداد کاتالوگ چاپ کنید تا به آدرس آنها ارسال شود، و یک سایت ارزان قیمت هم ایجاد کنید تا اگر ارتباط تلفنی شکل گرفت وقتتان برای ارسال کاتالوگ گرفته نشود.

الان میدانید مشتریان شما چه کسانی هستند و برای معرفی کارتان هم راهکار مناسبی دارید.

تقریبا همه چیز آماده است و تصمیم میگیرید بخشی از محصولات خود را بصورت امانی در اختیار فروشندگان بزرگ قرار دهید، بخش دیگری را بصورت قسطی به صنایع فعال در حوزه ی چوب بفروشید و چند نمایندگی فیزیکی برای فروش نقدی داشته باشید.

در اینجا شما روشهای کسب درآمد را مشخص کردید و تصویر کارآمدی از کسب و کار خود دارید. 

وقت انتخاب است! کارآفرینی یا کارمندی ؟

در این بخش، مهمترین ملاکهای تصمیم گیری در مورد کارآفرینی یا کارمندی را بررسی میکنیم.

ممکن است پارامتری برایتان مهم باشد که در این فهرست قرار نگرفته اما همین چهارچوب ارزیابی را میتوانید برایشان استفاده کنید.

کارآفرینی یا کارمندی بر مبنای میزان سوددهی

برای بعضی افراد کارآفرینی یا کارمندی فرقی نمیکند و مساله ی اصلی درآمد است.

آنها میپرسند، کارمندی سود بیشتری دارد یا کارآفرینی !؟

برای پاسخ به این سوال باید زمان هم در نظر گرفته شود، یعنی منظورمان سوددهی در شروع فعالیت است یا ۵ سال و ۱۰ سال دیگر ؟!  حتی ضروریست در مواردی به عمر کسب و کار هم توجه کنیم.

البته معمولا تکلیف شروع یک کسب و کار روشن است، چون در سالهای اولیه ثبات زیادی ندارند و اکثرا در یک بازه ی ۵ ساله تعطیل میشوند.

اما در سوی دیگر ماجرا، درآمد صاحب یک کسب و کار موفق میتواند چند برابر یک کارمند متوسط باشد، و تاکید میکنیم بیشتر کارآفرینان به چنین حدی نخواهند رسید.

در شذایط زیر احتمال سودآوری یک کسب و کار افزایش میابد، البته باز هم بهتر است در شروع کار سطح توقع بالایی نداشته باشید.

  • اگر کسب و کار جدیدتان مرتبط با دانش و تجربیات شما یا شرکایتان باشد
  • اگر بازار محصولات یا خدمات خود را شناسایی کردید، بوارد مذاکره شدید و نتایج  مثبت بوده است
  • اگر توانسته اید برای طرح خود سرمایه گذار مناسبی پیدا کنید

کارمندانی که فقط با انگیزه ی مالی کارآفرینی را شروع میکنند، بهتر است تا رسیدن به یک سود ثابت شغل فعلی خود را ترک نکنند.

بر مبنای زمان رسیدن به سود

اصولا کسی بر مبنای زمان سوددهی درگیر انتخاب میان کارآفرینی یا کارمندی نمیشود اما ممکن است در برنامه ی خروج از کارمندی مهم باشد یا حتی اگر زمان واقعی را بدانند، از کارآفرینی منصرف شوند.

رسیدن به سود کاملا وابسته به نوع کسب و کار و شیوه اجرای آن است، اما بعضی پارامترها شما را در تخمین زمان آن کمک میکنند. (این بخش مبتنی بر نظریات علمی و اثبات شده نیست و جنبه تجربی دارد)

  • پارامتر اول میزان تجربه و دانش شما و شرکایتان در حوزه ی جدید است، یعنی اگر بی تجربه هستید قطعا برای سوددهی به زمان بیشتری نیاز دارید و اطلاعات تئوریک کافی نخواهند بود. (جدا از اینکه احتمال شکست کسب و کارتان هم بیشتر است)
  • پارامتر دوم داشتن بازار آماده است، مثلا گاهی از قبل مشتریان شناسایی شده و حول نیازشان و هماهنگی های انجام شده کسب و کار جدیدی شکل میگیرد که طبیعتا بسیار زودتر به سود خواهند رسید، وگرنه معرفی به بازار زمان نسبتا زیادی لازم دارد.
  • پارامتر سوم نوع محصول یا خدمات شماست که اگر کاملا نوآورانه و بی رقیب باشد به زمان زیادی برای معرفی نیاز دارد (مگر هزینه ی زیادی برای تبلیغات بپردازید) ولی اگر نمونه های مشابه زیادی داشته باشد (مثل شیر و ماست و شکلات و …) سریعتر به سود میرسد هرچند مقدار آن در سالهای اولیه زیاد نیست (مگر آنکه تکنیک خاصی بکار گرفته باشید) و در این میان سودآورترین محصولات و خدمات آنهایی هستند که علاوه بر داشتن نمونه های مشابه، یک مزیت رقابتی تاثیرگذار هم داشته باشند و در این حالت زمان معرفی حذف شده و چون رقابتی هستند، سریعا انتخاب میشوند. (مثلا خودرو با مصرف سوخت بسیار پایین، یا لباس باکیفیت و ارزان)
  • پارامتر چهارم میزان سرمایه اولیه است که هر چه بیشتر باشد، کسب و کار زودتر از مشکلات اولیه (تهیه تجهیزات، خریدن زمین و سوله و …) عبور میکند.

بر مبنای میزان ریسک

اگر بخواهیم بر مبنای ریسک بهترین گزینه را میان کارآفرینی یا کارمندی انتخاب کنیم قطعا پیدا کردن جواب آساناست! اما بسیاری  اعتقاد دارند که ریسک بالای کارآفرینی، تصمیم گیری را برایشان دشوار میکند.

در این قسمت روشهایی را میگوییم که ریسک را تا حد قابل قبولی کاهش میدهد و ممکن است با بکارگیری آنها تصمیم بگیرید میان کارآفرینی یا کارمندی گزینه اول را انتخاب کنید.

  • تعداد شرکایتان را به میزانی افزایش دهید که ریسک کسب و کار به مقدار قابل قبول برسد.
  • برای طرح خود سرمایه گذار مناسب پیدا کنید تا ضمن کاهش ریسک از حمایت های مالی بیشتری بهره مند شوید.
  • مدل کسب و کار خود را بر پایه خرده فروشی یا ارائه ی خدمات طراحی کنید تا ریسک کمتری نسبت به تولید یا عمده فروشی داشته باشد.
  • در شروع بخشی از خدمات یا فرآیند تولید خود را به سایر شرکتها یا کارگاهها بسپارید تا علیرغم کاهش سود، رقم ثابت سرمایه گذاری کمتر شود.
  • با صاحبان کسب و کارهای موفق مشارکت کنید، لزوما قرار نیست برای کارآفرینی همه چیز را خودتان پایه ریزی نمایید.
  • روی دانش و مهارت خود وقت بگذارید تا پیش بینی و برنامه ریزی دقیق و کم ریسکی داشته باشید.

بر مبنای سبک زندگی

ممکن است به اشتباه کارمندی را انتخاب کرده باشید و اصولا ویژگیهای روانی و خواسته هایتان راهکار دیگری را اقتضا کند، اما در بسیاری از موارد چنین ماجرایی در جریان نیست و صرفا تحت تاثیر جوسازی یا افکار منفی قرار گرفته اید!

مهم نیست که در شبکه های اجتماعی و جمع همکاران در مورد کارآفرینی یا کارمندی چه میگویند! هر مدل ذهنی مسیر خاص خود را میپسندد و باید صادقانه سیک زندگی خود را ارزیابی کنید.

اگر جملات زیر توصیف مناسبی از شما هستند، احتمالا با  کارمندی زندگی بهتری دارید:

  • دوست دارید هر چیزی سر جای خودش باشد، کار، استراحت، مطالعه و … .
  • سطح استرس شما بالاست و شرایط پیش بینی نشده تا حد زیادی فکرتان را مشغول میکند.
  • نظم پذیری زیادی دارید و از چهارچوبهای مشخصی پیروی میکنید.
  • آداب و هنجارهای اجتماعی برایتان اهمیت زیادی دارد.
  • به کار گروهی و منافع مشترک اعتقاد دارید و بیشتر تصمیمات خود را بر این مبنا میگیرید.

اگر جملات زیر شما را بهتر توصیف میکنند احتمالا با کارآفرینی زندگی بهتری دارید:

  • به تکرار بیش از اندازه حساس هستید.
  • دوست دارید در کارهای تیمی بیشتر از بقیه دیده شوید.
  • کمتر از عموم افراد دچار استرس میشوید.
  • سازگار شدن با قوانین بیرونی برایتان دشوار است.
  • مشکلی با کار کردن بیش از حد و گاها بدون نتیجه ندارید.
  • تحمل ناهنجاری ها و رفتارهای خلاف عرف را دارید.
کارمندی یا کارآفرینی؟

به تصویر بالا توجه کنید! روزانه صدها محتوای مختلف روی ذهن ما تاثیر میگذارند بدون آنکه حتی منطقی یا درست باشند.

“ما برای حرف دیگران زندگی نمیکنیم”

این جمله قشنگ است و احتمالا بارها تکرارش کرده ایم، اما چقدر به آن عمل میکنیم؟

بسیاری از آدمها بر مبنای حرفها و نظرات دیگران برنامه ریزی میکنند و کمی که گذشت میگویند انگیزه نداریم!

مگر میتوانیم برای چیزی که مورد علاقه ما نیست انگیزه داشته باشیم؟

لطفا اگر فکر میکنید بی انگیزه هستید، قبل از گمان افسردگی نگاهی به مسیر روبه رویتان داشته باشید.

صدها نفر با محتویات اشتباهی مانند همین تصویر، انگیزه هایشان را از دست میدهند! مراقب ورودی فکرتان باشید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *